پيامبر ( ص ) على ( ع ) را پيش خود فرا خواند ، او را بوسيد و عمامهء خويش را بر سر او بست و همچون كسى كه بخواهد با ديگرى بدرود كند ، چند گام او را بدرقه كرد و با اضطراب منتظر نتيجه ماند . همين كه على ( ع ) به ميدان رفت ، پيامبر ( ص ) دستانش را بلند كرد و رو به قبله ايستاد و به دعا مشغول شد و مسلمانان بر گرد حضرت چنان سكوت كرده ، خاموش بودند كه گويى پرنده بر سرشان نشسته است . « 1 »
3 . مقابلهء اسلام و شرك
هنگامى كه على ( ع ) به جنگ عمرو بن عبد ود رفت ، رسول خدا ( ص ) فرمود :
همهء اسلام ( يا همهء ايمان ) در مقابل همهء شرك ايستاد . « 2 »
على ( ع ) پياده به سوى عمرو رفت كه بر سر اسب خود سوار بود . عمرو او را به تمسخر گرفت . على ( ع ) به او نزديك شد . « 3 » جابر بن عبد اللّه انصارى نيز همراه او بود تا ببيند كه على ( ع ) و عمرو چه خواهند كرد . « 4 » برخى روايات تصريح كرده كه رسول خدا ( ص ) به يارانش فرمود :
چه كسى از شما به جنگ عمرو مىرود تا من بهشت را از سوى خدا برايش تضمين كنم ؟ احدى از آنان به خاطر ترس از هيبت و عظمت كار عمرو پاسخ نداد ، امّا على ( ع ) سه مرتبه بپاخاست و هر بار رسول خدا ( ص ) او را به نشستن امر فرمود . « 5 »
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، 13 / 285 .
( 2 ) . بنگريد : كشف الغمّه ، 1 / 205 ؛ ينابيع الموده ، 94 - 95 ؛ اعلام الورى ، 194 ؛ مناقب آل ابى طالب ، 3 / 136 ؛ شرح نهج البلاغه ، 13 / 261 ؛ 285 ؛ 19 / 61 ؛ الطرائف ، 60 ؛ كنز الفوائد ، 137 ؛ مجمع البيان ، 8 / 343 ؛ بحار الانوار ، 20 / 205 ؛ نهج الحق ، 217 .
( 3 ) . امتاع الاسماع ، 1 / 232 .
( 4 ) . بنگريد : الارشاد ، 59 - 60 ؛ حبيب السير ، 1 / 361 ؛ كشف الغمّه ، 1 / 204 ؛ اعلام الورى ، 194 .
( 5 ) . كنز الفوائد ، 137 .