سعد بن معاذ ، آنان را كه متحدان وى بودند ، ناسزا گفت و بازگشتند .
رسول خدا ( ص ) به آنان فرموده بود كه اگر پيمانشكنى يهود واقعيت داشت ، به هنگام بازگشت ، با اشاره خبر دهند تا مايهء تضعيف روحيهء مسلمانان نشود . چون به حضور رسيدند ، گفتند : يا رسول اللّه ، عضل و قاره . منظورشان از گفتن نام اين دو قبيله ، مكر و پيمانشكنى آنان دربارهء اصحاب رجيع بود . « 1 »
به روايت ابن اسحاق و برخى ديگر ، سعد بن عباده آنان را سرزنش كرد .
چه او اندكى خشن بود . سعد بن معاذ به او گفت : رهايش كن ما براى اين كار و بگومگو نيامدهايم . كار ميان ما سختتر از ناسزا گفتن به همديگر است . « 2 »
گويند : نبّاش بن قيس بود كه به سعد بن عباده دشنام داد . « 3 »
اسيد بن حضير به كعب گفت :
دشمن خدا ، به سرورت دشنام مىدهى در حالى كه تو هم شأن او نيستى ؟ به خدا سوگند ، اى يهودى زاده ، به خواست خداوند ، قريش خواهد گريخت و تو را در خانهات رها خواهد كرد . آنگاه به سراغت مىآييم و تو از اين حصار فرود خواهى آمد و تن به فرمان ما خواهى
هامش
( 1 ) . العبر ، 2 / 2 / 29 - 30 ؛ بنگريد : المواهب اللدنيه ، 1 / 112 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 484 ؛ سيره دحلان ، 2 / 5 ؛ زاد المعاد ، 2 / 117 ؛ جوامع السيره ، 149 ؛ الاكتفاء ، 2 / 164 ؛ سيره ابن كثير ، 3 / 199 ؛ تاريخ الاسلام ( ذهبى ) ، 1 / 337 ؛ عيون الاثر ، 2 / 59 ؛ سيره ابن هشام ، 3 / 232 - 233 ؛ سيره حلبى ، 2 / 316 - 317 ؛ امتاع الاسماع ، 1 / 227 ؛ سبل الهدى و الرشاد ، 4 / 572 ؛ تهذيب سيره ابن هشام ، 191 - 192 ؛ دلائل النبوه ( بيهقى ) ، 3 / 429 - 430 ؛ تاريخ الامم و الملوك ، 2 / 238 ؛ البداية و النهايه ، 4 / 103 - 104 ؛ تفسير قمى ، 20 / 181 ؛ بحار الانوار ، 20 / 223 ؛ مجمع البيان ، 8 / 342 ؛ المغازى ، 2 / 458 - 459 .
( 2 ) . بنگريد : شرح بهجة المحافل ، 1 / 256 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 484 ؛ عيون الاثر ، 2 / 59 ؛ سيره حلبى ، 2 / 316 - 317 ؛ مجمع البيان ، 2 / 348 ؛ بحار الانوار ، 20 / 201 ؛ المغازى ، 2 / 458 ؛ البدايه و النهايه ، 4 / 104 .
( 3 ) . بنگريد : سبل الهدى و الرشاد ، 4 / 227 .