روزى سلمان فارسى وارد مجلس رسول خدا ( ص ) شد . حاضران به واسطهء حق سلمان ، پيرى و صحابى خاص بودن وى ، او را تعظيم و تكريم كردند و در صدر مجلس نشاندند . عمر بن خطّاب وارد مجلس شد . نگاهى به سلمان كرد و گفت : اين مرد عجم كه در ميان عرب ، در صدر مجلس نشسته ، كيست ؟
رسول خدا ( ص ) بالاى منبر رفت ، خطبه خواند و فرمود :
مردم از روزگار آدم تا اين زمان ، همه مانند دانههاى شانه برابرند . نه عرب را بر عجم برترى است و نه سرخ را بر سياه مگر به تقوا و پرهيزگارى .
سلمان دريايى بىپايان و گنجى بىانتهاست . سلمان از ما اهل بيت است . « 1 »
بدين ترتيب روشن مىشود كه وقتى سلمان محمّدى مورد تحقير و توهين پرچمدار تبعيض نژادى پس از عصر پيغمبر ( ص ) شد ، رسول خدا ( ص ) اين سخن جاودانه را دربارهء او بيان فرمود و منطق جاهلى و تبعيض نژادى را با صراحت ، قدرتمندانه و قاطعانه در هم كوبيد .
3 . كرامات
أ . پيشگويى صادق
واقدى ، مقريزى و ديگران گفتهاند : ابى بن عبّاس بن سهل از قول پدر و پدربزرگش برايم نقل كرد كه مىگفت :
ما روز حفر خندق همراه رسول خدا ( ص ) بوديم . آن حضرت تيشه را به دست گرفت و به سنگى زد كه بانگى بلند برخاست . حضرت خنديد .
پرسيدند : اى رسول خدا ، از چه چيزى خنديديد ؟
فرمود : از قومى مىخندم كه ايشان را در قيد و غل از شرق مىآورند و ايشان را به سوى بهشت مىبرند و آنان اين را خوش ندارند . « 2 »
هامش
( 1 ) . الاختصاص ، 341 ؛ نفس الرحمن فى فضائل سلمان ، 29 ؛ بحار الانوار ، 22 / 348 .
( 2 ) . الاختصاص ، 341 ؛ نفس الرحمن فى فضائل سلمان ، 29 ؛ بحار الانوار ، 22 / 348 .