الْفاسِقِينَ
. « 1 »
بخارى اين مطلب را از طريق جويرية بن اسماء ، از نافع ، از پسر عمر روايت كرده است . او شعر حسّان بن ثابت و پاسخ ابو سفيان بن حارث را به همين مناسبت ذكر كرده است . كعب بن مالك نيز دربارهء جلاى بنى نضير و كشته شدن كعب بن اشرف قصيدهاى سرود كه سمّال يهودى نيز در پاسخ آن قصيدهاى گفته است . ما به منظور رعايت اختصار از آوردن آن خوددارى كرديم . پسر لقيم عبسى ( يا قيس بن بحر اشجعى ) را نيز در اين باره قصيدهاى است . به گفتهء ابن اسحاق ، على بن ابى طالب ( ع ) نيز قصيدهاى دربارهء آوارگى بنى نضير و كشته شدن كعب بن اشرف گفته است كه سمّال يهودى در پاسخ آن هم قصيدهاى سروده است . ابن هشام اين قصيده را به يكى از مردان مسلمان نسبت داده ، منكر آن است كه احدى آن را از على ( ع ) دانسته باشد . به آنجا مراجعه كنيد .
سپس خداوند متعال حكم اموال فىء را بيان فرمود و اين كه اموال بنى نضير از آن رسول خدا ( ص ) و ملك اوست . حضرت آن را چنان كه خداوند مىخواست ، خرج كرد . در صحيح بخارى و مسلم از عمر بن خطّاب آمده كه گفت : اموال بنى نضير از جمله اموال فىء بود كه بدون لشكركشى مسلمانان ، خداوند به پيغمبر ( ص ) داد . از اين رو خاص آن حضرت بود . پيامبر ( ص ) نفقه يك سال خانوادهاش را از آن برمىداشت و باقى مانده را براى خريد اسب و اسلحهء سپاه هزينه مىكرد .
واقدى از ابراهيم بن جعفر ، از پدرش روايت كرده كه گفت : هنگامى كه بنى نضير از مدينه اخراج شدند ، عمرو بن سعدى قرظى به گرد خانههايشان دور مىزد و چون نابودى و ويرانى آن را ديد ، به انديشه فرو رفت . آنگاه به ميان
هامش
( 1 ) . حشر ( 59 ) : 5 .