آن رفتار مىكرد . پيغمبر ( ص ) اموال بنى نضير را در ميان مهاجران نخستين تقسيم كرد و به انصار چيزى نداد ، مگر سهل بن حنيف و ابو دجانه كه از فقر و تهيدستى خود با حضرت سخن گفتند . پيغمبر ( ص ) به آن دو هم چيزى از اموال بنى نضير داد . برخى حارث بن صمه را هم بر اين دو نفر افزودهاند .
سهيلى اين مطلب را حكايت كرده است . ابن اسحاق گويد : از يهود بنى نضير جز دو مرد احدى مسلمان نشد : يكى يامين بن عمير بن كعب پسر عموى عمر و ابن جحاش ، و ديگرى ابو سعد بن وهب كه اموال خود را به دست داشتند . يكى از آل يامين مرا حديث كرد كه رسول خدا ( ص ) به يامين گفت : آيا نديدى كه از پسر عمويت ( عمرو بن جحاش ) چه به من رسيد و دربارهء من چه تصميمى داشت ؟ پس يامين براى مردى پاداش قرار داد تا عمرو بن جحاش را كشت .
ابن اسحاق گويد : خداوند سوره حشر را به طور كامل دربارهء بنى نضير و آنچه كردند و آنچه بر سرشان آمد ، فرو فرستاد .
ابن كثير در ادامه مىگويد : رسول خدا ( ص ) همراه سپاهيانش يهود بنى نضير را شش شب محاصره داشت تا اين كه در اثر رعب و وحشت راههايى را براى رهايى خود پيشنهاد كردند و در نهايت چنان مصالحه كردند كه جانشان در امان باشد و از اموال خود به قدر بار يك شتر همراه ببرند . مشروط بر آن كه اسلحه با خود همراه نبرند . اين شرط براى توهين و تحقير آنان در نظر گرفته شد . آنان خانههايشان را با دست خود خراب مىكردند . چنان كه مسلمانان هم از طرف ديگر به تخريب خانههاى آنان پرداختند . بخارى و مسلم ، هر دو از قتيبه ، از ليث از نافع از پسر عمر روايت كردهاند كه رسول خدا ( ص ) درختان نخل بنى نضير را در بويره قطع كرد و آتش زد . خداوند نازل فرمود :
ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً عَلى أُصُولِها فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَ لِيُخْزِيَ