تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
بنى نضير مىناميد . بخارى از زهرى از عروه حكايت كرده كه گفت : غزوهء بنى نضير پس از جنگ بدر ، شش ماه پيش از جنگ احد به وقوع پيوست . ابن ابى حاتم اين مطلب را در تفسيرش از پدر خود از عبد اللّه بن صالح از ليث از عقيل ، از زهرى نقل كرده است . به همين ترتيب ، حنبل بن اسحاق از هلال بن علاء ، از عبد اللّه بن جعفر رقّى از مسرّف بن مازن يمانى از معمر از زهرى نقل كرده كه : جنگ بدر در هفدهم رمضان سال دوم هجرت به وقوع پيوست . سپس پيامبر ( ص ) با بنى نضير جنگيد و آنگاه در شوّال سال سوم جنگ احد انجام شد . سپس در شوّال سال چهارم در خندق با قريش جنگيد . به گفتهء بيهقى ، زهرى معتقد بود كه جنگ بنى نضير پيش از احد بوده است . او گفت : برخى معتقدند كه اين جنگ پس از احد و پس از فاجعه بئر معونه به وقوع پيوسته است . گويم : ابن اسحاق نيز همان گونه كه گذشت ، چنين عقيده‌اى دارد . او پس از بيان بئر معونه و رجوع عمرو بن اميه و كشتن دو تن از بنى عامر كه از عهد رسول خدا ( ص ) با آنان بىخبر بود و از اين رو پيامبر ( ص ) فرمود : دو مردى را كشتى كه بايد ديهء آنان را بپردازم ؛ مىگويد : پيامبر ( ص ) به نزد بنى نضير رفت تا از آنان براى پرداخت خون بهاى دو مرد عامرى كه عمرو بن اميه كشته بود ، كمك بگيرد ، زيرا پيغمبر ( ص ) با آنان عهد و پيمان داشت و بنى نضير هم با بنى عامر هم پيمان بودند . هنگامى كه پيامبر ( ص ) به نزد آنان آمد ، گفتند : يا ابو القاسم ، هر قدر بخواهى ، در اين باره ترا كمك مىكنيم . سپس گروهى از آنان در باب كشتن پيغمبر ( ص ) با هم به مشورت پرداختند و گفتند : اين مرد را هرگز به اين حالت نخواهيد يافت . چه رسول خدا ( ص ) در كنار ديوار يكى از خانه‌هاى آنان نشسته بود . كيست كه برود و از بالاى بام سنگى بر وى بيندازد و ما را آسوده كند ؟ عمرو بن جحاش بن كعب داوطلب شد و گفت : من اين كار را مىكنم . سپس بالاى بام رفت تا چنان كه گفته بود ، سنگ را بر روى پيامبر ( ص ) بيندازد . رسول خدا ( ص ) همراه شمارى از ياران خود از جمله