قلوب مردم به اسلام است و آنان را تشويق و ترغيب مىكرد تا به آيين مسلمانى درآيند . چنان كه از راههاى ديگر نيز آنان را به اسلام ترغيب مىفرمود . از جمله دادن مال ، همسر و واگذارى برخى كارها به آنان .
عمرو بن عاص نوعى ديگر از جذب افراد را يادآور مىشود كه هرگز به ذهن كسى خطور نمىكند . او مىگويد :
رسول خدا ( ص ) ، به سراغ بدترين افراد مىرفت و با آنان سخن مىگفت و دلشان را به مسلمانى جلب مىكرد . چنان كه خودش به سراغ من مىآمد و با من سخن مىگفت . آن قدر با من حرف زد كه گمان كردم بهترين مردم هستم . . . .
3 . ازدواج با زينب دختر جحش بر پايهء ضرورت شرعى صورت گرفت .
بدين ترتيب كه شوهر زينب ، زيد بن حارثه را به پسرخواندگى خود پذيرفت .
مردم عرب عقيده داشتند كه پسر خوانده همانند پسر حقيقى است و همه احكام او را در حرمت ، ارث و . . . دارد . از نظر شريعت اسلامى ، اين عقيده باطل بود و بايد به آن خاتمه داده مىشد . راه چارهاى براى ريشهكن كردن اين مفهوم جاهلى وجود نداشت ، مگر اقدام عملى چنان كه قابل ترديد و تأويل نباشد . از اين رو ازدواج رسول خدا ( ص ) با زن سابق پسرخواندهاش ، بهترين وسيله براى زدودن اين مفهوم غلط از اذهان مردم بود . چنين هم شد .
4 . رسول خدا ( ص ) براى هدايت و ارشاد مردم آمده است . مردم بايد به او ايمان آورند و در مقابل امر و نهى حضرت تسليم باشند . ضرورى است كه پيغمبر ( ص ) در دل مسلمانان جايگاهى عالىرتبه داشته ، آن قدر محبوب قلوب آنان باشد كه جاى همه چيز از جمله مال و ثروت ، فرزند و حتى خودشان را بگيرد . اين نصّ قرآن كريم است كه مىفرمايد :
قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ