را در چند نكته به اختصار توضيح مىدهيم ؛
1 . در برخى موارد ، هدف رسول خدا ( ص ) صرفا مسائل انسانى بوده است .
چنان كه زنى مسلمان شد و هجرت كرد . اين زن مهاجر شوهرش را در جنگ يا به مرگ طبيعى از دست داد . وى راهى براى بازگشت به خانواده مشرك خود نداشت . چه نمىتوانست در مقابل فشارهاى مادى و روانى آنان مقاومت كند . البته اين در صورتى بود كه اين زن مسلمان مهاجر را كه مىخواست دين و عقيده خود را در ميان آنها حفظ كند ، زير شكنجههاى بدنى توان فرسا و وحشيانه قرار ندهند . از سوى ديگر در جامعهء نوپاى مدينه هم كسى را نداشت كه از او سرپرستى و عيال دارى كند . نمونهء اين مسأله را در سوده دختر زمعه مىبينيم كه بيش از پنجاه سال عمر داشت . ديگرى زينب دختر خزيمه بود كه او همچنين وضعيتى داشت .
علاوه بر اين بيوه ماندن وى موجب مىشد كه زبانها و هواهاى نفسانى برخى او را هدف اتهامات نارواى خويش سازند و بدين ترتيب در فشار قرار گيرد يا حتى اغواء شود . اين با شخصيت و موقعيت وى در اين جامعه غريب سازگارى نداشت . اين در صورتى است كه بيوگى چنين زنى به بحرانهاى روانى و حتى قبيلهاى بىدليل نينجامد .
در اين ميان بهترين سرپرست ، ياور ، نگهبان و نانآور ، پيغمبر اكرم ( ص ) بود .
مگر اين كه برخى از نيكان صحابه حاضر مىشدند ، با آنان ازدواج كنند .
2 . ازدواج پيغمبر ( ص ) با جويريه ، چنان كه مىگويند ، باعث شد كه مسلمانان صد نفر از افراد خانواده او را به ميمنت اين ازدواج آزاد كنند . دحلان معتقد است كه مسلمانان دويست نفر از افراد قبيله جويريه را آزاد كردند . در نتيجه شمار زيادى از خويشاوندان وى مسلمان شدند . « 1 » اين هم نوعى جذب
هامش
( 1 ) . سيرة المصطفى ، 467 .