اين موضوع شديد عمر در قبال طلاق دخترش ، پيغمبر ( ص ) را ناچار ساخت تا دوباره به حفصه رجوع كند ! عمر دخترش را به اين نكته توجّه داد ، آنگاه كه حضرت مىخواست حفصه را براى بار دوم طلاق دهد ؛
او ترا يك بار طلاق داد ، سپس به خاطر من به تو رجوع كرد .
يا گفت : پيغمبر ( ص ) ترا طلاق داد و به خاطر من به تو رجوع كرد . « 1 »
بدين ترتيب نادرستى اين سخن روشن مىشود كه مىگويند : پيامبر ( ص ) به دستور جبرئيل كه گفت : حفصه زن نمازگزار و روزهدارى است ، « 2 » به او رجوع كرد ! خصوصا كه زن نمازگزار روزهدار ، پيغمبر خدا ( ص ) را ناچار نمىسازد كه دو بار او را طلاق دهد و سپس به خاطر پدرش به او رجوع كند !
دروغ آشكارى است كه مىگويند : وقتى پيغمبر ( ص ) حفصه را طلاق داد ، مردم اندوهگين شدند . عثمان بن مظعون و برادرش قدامه ، دايى حفصه بر او وارد شدند . در اين هنگام پيغمبر ( ص ) بر حفصه وارد شد و گفت : حفصه ؛ جبرئيل پيشتر نزد من آمد و گفت : خداوند ترا سلام مىرساند و مىگويد : به حفصه رجوع كن . او زن روزهدار نمازگزارى است . او در بهشت همسر تو است .
يك روايت ديگر هم هست كه نزديك به همين مضمون است و چنان كه ادعا مىكنند ، رجال سند آن ، رجال صحيح است . « 3 »
آرى ، اين سخن ، دروغ آشكار است ، زيرا عثمان بن مظعون مدّتى پيش از ازدواج پيغمبر ( ص ) با حفصه فوت كرد . در حالى كه قضيه طلاق وى مربوط به زمانى است كه مسألهاى بين او و ماريهء قبطيه پيش آمد . مىدانيم ماريه در سال هفتم يا هشتم هجرت به مدينه آمد .
علاوه بر اين گفتيم كه از يك زن روزهدار نمازگزار انتظار نمىرود ،
هامش
( 1 ) . بنگريد : اسد الغابه ، 5 / 426 ؛ مجمع الزوائد ، 9 / 244 ؛ الاصابه ، 4 / 273 .
( 2 ) . بنگريد : اسد الغابه ، 5 / 426 ؛ مجمع الزوائد ، 9 / 244 ؛ الاصابه ، 4 / 273 .
( 3 ) . بنگريد : مجمع الزوائد ، 9 / 244 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 416 - 417 ؛ الطبقات الكبرى ، 8 / 58 .