ابن كثير مىگويد : احاديث پيش گفته دربارهء قتل حسين ، دلالت دارد كه امّ سلمه تا پس از قتل او زنده بوده است . « 1 »
2 . طبرانى با سندى كه رجال آن ثقهاند ، روايت كرده كه امّ سلمه در خلافت يزيد در سال شصت و دو از دنيا رفت . « 2 »
3 . ذهبى گفت : امّ سلمه زنده ماند تا شهادت حسين ( ع ) را ديد . او از شهادت حسين ( ع ) سوگوار شد و از هوش رفت و سخت اندوهگين گرديد . او مدتى اندك پس از واقعه كربلا از دنيا رفت . « 3 »
4 . شهر بن حوشب گفت : نزد امّ سلمه آمدم تا شهادت حسين را به او تسليت بگويم . او اهل عراق را لعنت كرد و گفت : حسين را كشتند . خدا آنان را بكشد . « 4 »
5 . امّ سلمه رسول اكرم ( ص ) را در خواب ديد . حضرت خبر شهادت حسين ( ع ) را به او داد . « 5 »
6 . گفتهاند : در روايتى با سندى كه رجال آن ، رجال صحاح هستند ، آمده كه امّ سلمه شنيد ، جنها براى حسين ( ع ) نوحه مىكنند . « 6 »
7 . در صحيح مسلم آمده : حارث بن عبد اللّه بن ابى ربيعه و عبد اللّه بن صفوان در خلافت يزيد بن معاويه بر امّ سلمه وارد شدند و از وى دربارهء سپاهى كه به واسطهء آن خسوف خواهد شد ، پرسيدند . اين در موقعى بود كه يزيد سپاه مسلم بن عقبه را براى حمله به مدينه تجهيز مىكرد . پس واقعهء حرّه در سال 36
هامش
( 1 ) . البداية و النهاية ، 8 / 215 .
( 2 ) . مجمع الزوائد ، 9 / 246 .
( 3 ) . مقتل الحسين ( ع ) 335 ؛ سير اعلام النبلاء ، 2 / 202 .
( 4 ) . سير اعلام النبلاء ، 2 / 207 ؛ 3 / 283 ؛ شواهد التنزيل ، 2 / 73 - 76 ؛ مسند احمد ، 6 / 298 .
( 5 ) . تهذيب التهذيب ، 2 / 356 ؛ تاريخ الخلفا ، 208 ؛ امالى طوسى ، 1 / 89 .
( 6 ) . تاريخ الخلفاء ، 208 ؛ مجمع الزوائد ، 9 / 199 ؛ حياة الصحابة ، 3 / 742 .