لازم مىدانيم در نقد و بررسى اين روايت به چند نكته توجّه دهيم ؛
1 . من نمىتوانم درستى اين خبر را تأييد كنم ، زيرا معتقدم كه فاطمه ( س ) برتر از آن است كه بر اساس خواستههاى فردى خود بينديشد ، بلكه فاطمه ( س ) به آنچه خداوند برايش بخواهد ، خشنود مىشود و از عطيهء الهى هرگز ناخشنود نمىشد ، خصوصا كه اين عطيه ، فرزندش حسين ، سرور جوانان اهل بهشت باشد .
2 . احتمال مىدهم كه در اينجا نيز خواستهاند از كرامت و شخصيت حسين ( ع ) چنان بكاهند كه حتى مادرش هم كه نزديكترين و مهربانترين مردم نسبت به اوست ، از باردارى و زايمان او ناخشنود بود و وجودش را بر خود بار سنگين مىدانست !
3 . مىتوان اين روايت را اين گونه مورد نقد قرار داد كه آيهء مباركه مذكور ، در سورهء احقاف است . مىدانيم اين سوره در مكّه فرود آمد « 1 » و حسين ( ع ) در مدينه به دنيا پا گذاشت و بلكه پدر و مادرش در همين شهر با هم ازدواج كردند .
شايد بتوان اين اشكال را به شرح زير حل كرد ؛
أ . به كمك برخى روايات وارده كه مىگويد : هرگاه آيهاى فرود مىآمد ، رسول خدا ( ص ) به كاتبان وحى مىفرمود : اين آيه را در فلان جا قرار دهيد . « 2 »
احتمالا اين آيه نيز در مدينه فرود آمده و رسول خدا ( ص ) آن را در سورهء مكّى قرار داده است . در خصوص همين آيه ، استثنايى وارد شده است . در اين باره به قرآنهاى چاپى مراجعه كنيد .
ب . ممكن است ، آيه مباركه به مناسبت مذكور دوباره نازل شده باشد .
هامش
( 1 ) . الدر المنثور ، 6 / 37 .
( 2 ) . مسند احمد ، 1 / 57 ، الاتقان فى علوم القرآن ، 1 / 61 - 62 .