احتمال مىرود كه فاطمه ( س ) او را در نه ماه به دنيا آورده و تا دو ماه پس از تولد حسن ، از نفاس پاك نشده است . « 1 »
اين سخن قابل نقد است ، زيرا
أ . احتمال وى مبتنى بر ديدگاه اهل سنّت است كه حد مشخصى براى نفاس ندارند . در حالى كه از نظر شيعه حد اكثر نفاس ده روز است و حد اقلى ندارد . اين ديدگاه با واقعيت هم سازگار است .
ب . بر پايهء همين ديدگاه نيز نفاس وى ، پنجاه روز مىشود ، مگر اين كه تقريبى گفته باشد .
ج . در روايات آمده كه فاطمه ( س ) به هنگام زايمان ، اصلا خون نديده است . « 2 »
2 . عقيقه و نامگذارى
هنگامى كه حسين ( ع ) به دنيا آمد ، مژده ولادت او را به رسول اكرم ( ص ) دادند . حضرت فرزندش را خواست و او را در آغوش گرفت و در گوش راست او اذان گفت و در گوش چپ اقامه و از تولد وى بسى شادمان شد و او را حسين ( ع ) نام گذاشت و يك گوسفند برايش عقيقه كرد . مطابق روايت ديگرى ، دو گوسفند عقيقه نمود . سپس به مادرش ، فاطمه ( س ) فرمود : موى سرش را بتراش و به وزن آن نقره صدقه بده و با وى همان كن كه با برادرش حسن كردى . برخى افزودهاند : ران عقيقه را به قابله داد و نوزاد را روز هفتم تولدش ، ختنه كرد . در روايت ديگران آمده : رسول خدا ( ص ) در روز هفتم ، با آب دهان خود كام حسين ( ع ) را برداشت و از آن در دهان وى ريخت و برايش
هامش
( 1 ) . الاصابه ، 1 / 332 .
( 2 ) . تاريخ الخميس ، 1 / 417 ؛ بنگريد : احقاق الحق ( ملحقات ) ، 11 / 259 ، عمدة الاخبار ، 394 .