تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
هستند . « 1 » كسانى كه اين جملات را بر زبان آوردند ، عموما از مهاجران بودند . در ميان آن‌ها مردى و مردانگى معنى نداشت . على ( ع ) يگانه جوانمرد بود كه نه او مالك جان خود بود و نه جان او مالك وى . شايد آيات قرآنى كه در احد فرود آمد ، اشاره به همين نكته باشد . چه مىبينيم خداوند متعال در اين آيات تأكيد دارد بر اينكه گرايشى براى امتحان و آزمايش ياران پيغمبر ( ص ) وجود داشت . سپس ميزان ارتباط آنان را با رسول اكرم ( ص ) تبيين مىفرمايد و به آنان گوشزد مىكند كه پيامبر ( ص ) برايشان مهم نيست ، بلكه اگر بميرد يا كشته شود ، به عقب بازمىگردند . در اينجا به ذكر آيات كريمه بسنده مىكنيم ؛
إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَداءَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ ، وَ لِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَمْحَقَ الْكافِرِينَ ، أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ وَ لَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ ، وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ ، أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ
. . . . « 2 » اگر به شما آسيبى رسيده ، آن قوم را نيز آسيبى نظير آن رسيد و ما اين روزها ( ى شكست و پيروزى ) را ميان مردم به نوبت مىگردانيم ( تا آنان پند گيرند ) و خداوند كسانى را كه ( واقعا ) ايمان آورده‌اند ، معلوم بدارد و از ميان شما گواهانى بگيرد و خداوند ستمكاران را دوست نمىدارد ؛ آيا پنداشتيد كه داخل بهشت مىشويد ، بىآنكه خداوند ، جهادگران و شكيبايان شما را معلوم بدارد ؟ و شما مرگ را پيش از آن‌كه با آن روبه‌رو شويد ، سخت آرزو مىكرديد ؛ پس آن را ديديد و ( همچنان ) نگاه
هامش
( 1 ) . بنگريد : سيره دحلان ، 2 / 33 ؛ سيره حلبى ، 2 / 227 ؛ المغازى ، 1 / 280 ؛ بحار الانوار ، 20 / 27 . ( 2 ) . آل عمران ( 3 ) : 140 - 144 .
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 166 | السيد جعفر مرتضى العاملي / محمد سپهرى