1 - آنكه شظية الارتفاع را « منظور از شظية الارتفاع همان دو سر تيز عضاده را گويند » روى « 45 » درجه از صفحه اسطرلاب قرار مىدهيم .
2 - آنكه طورى مىايستيم كه رأس بلندى از دو منفذ و روزنههاى عضاده پيدا باشد .
3 - از محلّ ايستادن تا پاى بلندى را اندازهگيرى كرده مقدارش را ضبط مىكنيم .
4 - بلندى قامت را نيز به مقدار حساب مىكنيم .
5 - بلندى قامت را بر مسافت قبلى كه تحصيل كرديم مىافزائيم و حاصل جمع مقدار بلندى مرتفع است .
مرحوم فرهاد ميرزا در كتاب كنز الحساب مىگويد :
شرط اينعمل چنانست كه زمينى كه ما بين مكان رؤيت و اسفل مرتفع است مسطّح باشد و اگر پست و بلند باشد باينعمل ارتفاع را نمىتوان معلوم كرد .
بعد مرحوم مصنّف مىفرمايند ادلّه و براهين اين اعمال را ما در كتاب كبير خود يعنى بحر الحساب آوردهايم .
و چون بناى ما در اينكتاب بر اختصار است از ذكر آنها خوددارى كرديم .
و براى طريق پنجم دليلى است كه از مختصّات فهم نقّاد و حديد مرحوم شيخ است كه در حاشيه اسطرلاب فارسى « معروف به بيست باب » تصنيف سلطان الحكماء و المتكلّمين مرحوم محقّق طوسى ذكر نموده و آن حاشيه در دست نيست .
متن : و امّا ما لا يمكن الوصول الى مسقط حجره كالجبال فانظر رأسه من الثّقبتين و لا حظ شظية التّحتانية على اىّ خطوط الظّلّ وقفت و اعلم موقفك و ادرها الى ان يزيد او ينقص قدم او إصبع ثمّ تقدّم او تؤخر الى ان تبصر رأسه مرّة اخرى .
ثمّ امسح ما بين موقفيك و اضربه في سبعة او اثنى عشر بحسب الظّلّ فالحاصل مع قدر قامتك هو المطلوب .
اللباب شرح فارسى بر خلاصه الحساب ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص١٩٧