مىكنند و گاهى باعتبار قدم و از آن بظلّ القدم نام مىبرند .
اگر ظلّ باعتبار اصابع باشد هروقت يك طرف عضاده روى درجه « 45 » واقع شود طرف ديگرش روى « 12 » جزء از اجزاء تحتانى قرار مىگيرد .
و اگر باعتبار اقدام باشد در اينحال روى « 5 / 6 » يا « 7 » جزء واقع مىشود .
بعد از بدست آوردن خطّ ظلّ جاى پاى خود را نشان مىگذاريم سپس اگر قسمت تحتانى صفحه اسطرلاب باعتبار اقدام مخطوط باشد شظيه تحتانى را به قدر يك قدم مىگردانيم .
و اگر بملاحظه اصابع باشد به قدر يك اصبع آن را دور مىدهيم و منظور از دور دادن اينستكه يا يك قدم و يا يك اصبع به آن اضافه يا كم مىكنيم .
سپس جاى خود را تغيير داده يا بجلوتر رفته و يا بعقبتر و در موضعى مىايستيم كه رأس مرتفع را يك بار ديگر از روزنههاى عضاده بنگريم سپس آنجا را نشان مىگذاريم .
بعد مسافت بين دو موضع ايستادن را تحصيل مىكنيم آنگاه اين مقدار را در عدد هفت ضرب مىكنيم « اگر خطوط به لحاظ اقدام باشند » و يا در عدد « 12 » ( اگر به لحاظ اصابع مخطّط باشد ) .
سپس حاصل ضرب را با مقدار قامت جمع مىكنيم و حاصل جمع مقدار ارتفاع بلنديست .
متن : الفصل الثالث في معرفة عروض الانهار و اعماق الآبار
امّا الاوّل فقف على شاطئ النّهر و انظر جانبه الآخر من ثقبتى العضادة ثمّ درّ الى ان ترى شيئا من الارض منهما و الاسطرلاب على وضعه .
فما بين موقفك و ذلك الشّيء يساوي عرض النّهر .
اللباب شرح فارسى بر خلاصه الحساب ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص١٩٩