آنگاه دو نقطه تقاطع را بهم وصل كرده و خطّ را از دو نقطه مىگذارنيم تا به محيط دائره مزبور برسد و اين همان قطر دائره است كه مىتوان بوسيله متر و امثال آن اندازهاش را الآن معيّن نمود .
د : آنكه اگر اين دائره را در روى كاغذ يا جسم نرم ديگرى رسم شده باشد كه بتوان آن را به سهولت تا نمود تا مىكنيم بطورى كه بعضى از محيط روى بعضى ديگر منطبق شود به نحوى كه دائره نصف شود سپس خطّى كه در وسط دائره متشكّل مىشود اندازه گرفته همان قطر دائره است .
ه : طريقى است كه مرحوم فاضل جواد در شرح فرموده و آن اينستكه اگر مساحت معلوم باشد و قطر مجهول مساحت را در عدد چهارده ضرب كرده بعد حاصل ضرب را بر يازده تقسيم مىكنيم و پس از آن جذر خارج قسمت مقدار قطر است .
و : طريقى است كه محيط معلوم باشد در اين وقت راه تحصيل قطر اينستكه مقدار محيط را بر عدد 100 / 14 3 تقسيم مىكنيم و اين عددى است كه بلغت يونانى بعدد « » « پى » معروف است و خارج قسمت مقدار قطر مىباشد .
ز : آنكه قطر و محيط هردو مجهول بوده ولى مساحت معلوم باشد در اين صورت مساحت را بعدد مزبور تقسيم كرده سپس جذر حاصل را گرفته و در عدد دو ضرب مىكنيم نتيجه مقدار قطر است .
2 - و امّا طريق دوّم تحصيل مساحت اينستكه قطر را در خودش ضرب مىكنيم و از حاصل يك سبع آن و يك نصف سبعش را كم مىكنيم ، حاصل مساحت دائره مىباشد .
3 - آنكه مجذور قطر را در عدد يازده ضرب مىكنيم سپس حاصل را بر عدد چهارده تقسيم مىنمائيم حاصل مساحت دائره است .
متن : و إن ضربت القطر في ثلثة و سبع حصل المحيط .
اللباب شرح فارسى بر خلاصه الحساب ( فارسى ) — صفحة 175
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص١٧٥