اهل بيت ( ع ) انجام شده است . شيعيان اهل بيت ( ع ) به گونههاى مختلف حركت قصّهگويان را تكذيب مىكردند و در جهت ابطال آن گام برمىداشتند . آنها مواضع خود را تقريبا با نصايح و اندرزهاى خاموش و پنهانى بيان كردهاند . اين كار مطابق مقتضيات زمان صورت مىگرفت . در آن شرايط مىبايست از آشكارگويى مواضع مخالف با سياست حاكمان وقت ، هرچند ضعيف و كم رنگ خوددارى مىكردند . در اينجا بنا نداريم ، لايههاى تاريخ را زير و رو كنيم تا دلايل و شواهد فراوان از اينجا و آنجا دست و پا كنيم ، بلكه به ذكر نمونههايى بسنده مىكنيم ؛
1 . مسلم به سند خود از عاصم كه گفت :
نزد ابو عبد الرحمن سلّمى مىآمديم . او به ما كه نوجوانانى تازه بالغ بوديم ، مىگفت : با قصهگويان جز ابو الأحوص ننشينيد . از همنشينى با شقيق بپرهيزيد .
او هم عقيدهء خوارج بود . « 1 »
2 . عبد اللّه بن خبّاب بن ارت گفت :
پدرم بر من گذشت و من نزد مردى نشسته بودم كه قصّه مىگفت . پدرم به من چيزى نگفت تا به خانه آمدم . تازيانهاى برداشت و آن قدر مرا زد كه خسته شد . او مىگفت : آيا با مزدوران ؟ ! اين جمله را سه بار تكرار كرد . سپس گفت :
اين شاخ گاوى است كه درآمده ، اين شاخ گاوى است كه درآمده . اين عبارت را نيز سه بار گفت . « 2 »
3 . ابن مسعود هم كه گفته مىشود ، به على ( ع ) تمايل داشت و به رغم تأثيرپذيرى آشكار از سياستهاى عمر ، ناخشنودى خود را از قصهگويان اهل
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، 1 / 151 ؛ القصّاص و المذكّرين ، 107 .
( 2 ) . القصّاص و المذكّرين ، 104 .