احترام و تقديس مجالس قصهگويى به جايى رسيد كه برخى گمان مىكردند ، همان گونه كه سخن گفتن در اثناى خطبهء نماز جمعه جايز نيست ، حرف زدن در اثناى قصّه هم جايز نباشد تا اين كه عطاء بن ابى رباح اعلام كرد : سخن گفتن در اثناى قصّهها اشكالى ندارد . « 1 » مالك هم گفت : . . . بر مردم واجب نيست كه رو به قصهگويان بنشينند ، آن گونه كه در نماز جمعه رو به خطيب مىنشينند . « 2 »
ه . چهره حقيقى قصهگويان
هر چند بسيارى از اعيان و سرشناسان در مجالس قصّهگويى حاضر مىشدند و به قصّهگويان گوش فرا مىدادند « 3 » و اين كار تا مدّت مديدى تداوم داشت ، امّا سرانجام كارشان به رسوايى كشيد و آنچه پنهان مىكردند ، نزد مردم عيان و آشكار شد و مردم حقيقت را بر زبان آوردند و بدان تصريح كردند .
براى روشن شدن حقيقت امر به مواردى چند اشاره مىكنيم ؛
1 . ابو قلابه گفت : علم را جز قصهگويان نكشتند . انسان ، يك سال تمام نزد قصّهگو مىنشيند ، امّا چيزى از او نمىآموزد . « 4 » ايوب سختيانى هم نزديك به همين سخن گفته است . « 5 »
2 . يكى از صحابه به قصهگويى گفت : قصهگويان عامل ترك سنت پيامبر ( ص ) و قطع روابط خويشاوندى مردم هستند . « 6 »
هامش
( 1 ) . المصنّف ، 3 / 388 .
( 2 ) . الحوادث و البدع ، 99 .
( 3 ) . بنگريد : القصّاص و المذكّرين .
( 4 ) . ربيع الابرار ، 3 / 588 ؛ القصّاص و المذكّرين ، 107 - 108 .
( 5 ) . السنة قبل التدوين ، 213 .
( 6 ) . بنگريد : مختصر تاريخ دمشق ، 10 / 202 ؛ مجمع الزوائد ، 1 / 18 .