كار به همين گفتهها ختم نشد ، بلكه مطالب ديگرى هم دربارهء قصهگويان گفتهاند . به شمارى از آنها توجّه كنيد ؛
1 . قصّهگويان ، غوغاسالارانى بودند كه اموال مردم را با سخنان خود بلعيدند . « 1 »
2 . قصهگويان ، حديث را حفظ نمىكردند . « 2 »
3 . قصهگويان شنيدههاى خود را از مردم به پيغمبر ( ص ) نسبت مىدادند و احاديث را با هم خلط مىكردند و خود را به گريه و رعشه مىانداختند . برخى صورت خود را با دوا زرد مىكردند . برخى نيز با خود دارويى داشتند كه چون مىبوييدند ، اشكشان جارى مىشد . آنان خود را به رعشه مىانداختند و تلاش مىكردند تا زنان را به خود جذب كنند . « 3 »
4 . قصهگويان پايهگذار جعل اخبار بودند . « 4 »
5 . همهء گفتهها و احاديث قصهگويان ، دروغ است . « 5 »
كافى است به چند مورد كوتاه ديگر اشاره كنيم تا بدانيد كه قصّهگويان چه جناياتى در حقّ دين و حقيقت مرتكب شدند ؛
1 . افسانهء غرانيق ساخته قصهگويان دروغگوست . « 6 »
2 . برخى از قصهگويان روايت كردند كه يوسف بند شلوارش را باز كرد ، پدرش بر او ظاهر شد . « 7 »
هامش
( 1 ) . ربيع الابرار ، 3 / 589 .
( 2 ) . القصاص و المذكّرين ، 62 - 63 .
( 3 ) . بنگريد : همان ، 78 - 79 .
( 4 ) . همان ، 18 .
( 5 ) . همان .
( 6 ) . همان ، 85 .
( 7 ) . همان .