خود را به دعا بالا مىبردند . « 1 »
4 . محمّد بن واسع ازدى يكى از قصهگويان و موعظهگران سپاه قتيبة بن مسلم در خراسان بود . قتيبه او را براى خود از هزار شمشير و نيزه كارسازتر مىدانست . « 2 »
5 . عبد الملك بن مروان به غضيف بن حارث گفت : ما مردم را براى دو كار جمع كرديم . گفت : كدام كارها ؟ عبد الملك گفت : بالا بردن دستها در روى منابر در روز جمعه و قصّههاى پس از نماز صبح و عصر . . . « 3 »
6 . قصهگويان در فتنهانگيزى بين سنّى و شيعه بغداد نقش مهمّى بازى كردند . از اين رو امير ديلمى آنان را از قصهگويى منع كرد . اين كار به سال 763 ه بود . « 4 » در سال 398 ه نيز چنين حوادثى به وقوع پيوست . سپس به قصهگويان اجازه داده شد كه به كار خود مشغول شوند ، مشروط بر آن كه فتنهانگيزى نكنند . « 5 »
د . جسارت و نفوذ قصهگويان
قصهگويان به ساحت مقدّس پروردگار و رسول خدا ( ص ) هم جسارت مىكردند و از حديثسازى دستبردار نبودند . ابن حبّان گفت :
هرگاه قصهگويان در مساجد جامع و محافل قبائل با عوام و تودهء مردم
هامش
( 1 ) . الخطط و الآثار ، 2 / 254 .
( 2 ) . بنگريد : البيان و التبيين ، 3 / 273 ؛ العقد الفريد ، 2 / 170 .
( 3 ) . مسند احمد ، 4 / 105 ؛ تحذير الخواص ، 70 .
( 4 ) . بنگريد : البداية و النهايه ، 11 / 289 ؛ طبقات الحنابله ، 1 / 158 ؛ المنتظم ، 7 / 88 ؛ سير اعلام النبلاء ، 16 / 509 ؛ تاريخ الاسلام ( ذهبى ، حوادث سالهاى 350 - 380 ه ) ، 153 .
( 5 ) . بنگريد : المنتظم ، 7 / 337 - 338 ؛ تاريخ الاسلام ( ذهبى ، حوادث سالهاى 380 - 400 ه ) ، 337 - 338 ؛ شذرات الذهب ، 3 / 149 - 150 ؛ صراع الحريه ، 24 - 25 .