ب . حاكمان و قصهگويان
حاكمان آشكارا به كار قصهگويان اهميّت مىدادند . اقدامات زير اهتمام آنان را به اين مسأله نشان مىدهد . اين اهتمام و حمايت در چند جهت تبلور يافته است ؛
1 . خليفهء دوم ، معاويه ، و عمر بن عبد العزيز در مجلس قصهگويان مىنشستند و به قصّههاى آنان گوش مىدادند . « 1 »
2 . براى قصهگويان از بيت المال حقوق تعيين كرده بودند . « 2 » عمر بن عبد العزيز به قصّهگويى كه خودش او را به اين منصب گماشته بود ، ماهيانه سه دينار مىداد . هنگامى كه هشام بن عبد الملك به خلافت رسيد ، اين مبلغ را به شش دينار رساند . « 3 »
3 . قصّهگويى يك منصب رسمى بود و شخص خليفه در عزل و نصب قصّهگويان دخالت مىكرد . چنان كه گذشت عمر ، معاويه و عمر بن عبد العزيز قصهگو نصب كردند . عوف بن مالك و عبادة بن صامت مىگفتند : قصهگو جز امير يا مأمور نيست . گفتگوى غضيف بن حارث با عبد الملك بن مروان نيز بر همين امر دلالت دارد . « 4 » مقريزى گروهى از متولّيان منصب قصّهگويى در قرون نخستين اسلامى را به ترتيب ياد كرده است . « 5 » هر كه بدون اخذ مجوز رسمى از دستگاه حكومت به قصهگويى مىپرداخت ، بازخواست و مؤاخذه مىشد . « 6 »
هامش
( 1 ) . بنگريد : صفحات پيشين .
( 2 ) . تاريخ المدينه ، 1 / 15 - 16 ؛ الخطط و الآثار ، 2 / 254 .
( 3 ) . تاريخ المدينه ، 1 / 15 ؛ الحوادث و البدع ، 103 .
( 4 ) . بنگريد : تاريخ المدينه 1 / 10 ؛ مجمع الزوائد ، 1 / 188 .
( 5 ) . بنگريد : الخطط و الآثار ، 2 / 254 .
( 6 ) . بنگريد : انساب الاشراف ، 4 / 1 / 34 - 35 .