پيشينيان خود پيروى كنيم و در مواردى كه آشكارا سنّتى پايهگذارى نكردهايد ، بر اساس سنّت اهل خير رفتار كنيم . « 1 »
برخى گفتهاند : از نظر ما ، سنّت عبارت است از آنچه پيامبر ( ص ) و صحابه پس از او عمل كردهاند . « 2 » يهوديان هم عقيده دارند كه « گفتههاى خاخامها همچون شريعت است . » « 3 »
14 . سنّت خلفا :
عمر بن عبد العزيز مىگفت :
بدانيد كه سنّت ابو بكر و عمر اين است و ما به آن عمل مىكنيم و مردم را بدان مىخوانيم . . . و آنچه را ديگران سنّت كردهاند ، رها مىكنيم . « 4 »
در يك روايت جعلى و ساختگى از پيامبر ( ص ) نقل كردند كه « بر شما باد عمل به سنّت من و سنّت خلفاى راشدين . » « 5 » شافعى در حجّيت قول ابو بكر و عمر به اين حديث استدلال كرده است . « 6 » عثمان مىگفت : « سنّت ، سنّت رسول خدا و سنّت دو صحابى اوست . » « 7 »
در شوراى شش نفرى ، هنگامى كه عبد الرحمن بن عوف به على ( ع ) گفت :
با تو بيعت مىكنم ، مشروط بر اينكه به سنّت پيامبر ( ص ) و سنّت شيخين - ابو بكر و عمر - عمل كنى ، على ( ع ) اين شرط را نپذيرفت و عبد الرحمن با
هامش
( 1 ) . حياة الصحابة ، 3 / 505 .
( 2 ) . اصول سرخسى ، 2 / 113 .
( 3 ) . مقارنة الاديان ( اليهوديه ) ، 222 .
( 4 ) . كنز العمّال ، 1 / 332 ؛ كشف الغمّه ، 1 / 6 .
( 5 ) . بنگريد : الثقات ، 1 / 4 ؛ نهاية السئول ، 3 / 366 - 367 ؛ سلّم الوصول ، 4 / 410 .
( 6 ) . اصول سرخسى ، 1 / 116 ؛ ارشاد الفحول ، 33 ؛ الاحكام فى اصول الاحكام ، 4 / 204 .
( 7 ) . السنن الكبرى ، 3 / 144 ؛ الغدير ، 8 / 100 ؛ تقييد العلم ، 106 - 107 .