عثمان بيعت كرد . « 1 » تأثير و نفوذ شيخين در ميان مردم به جايى رسيد كه ربيعة بن شدّاد حاضر نشد ، بر اساس كتاب خدا و سنّت رسول ( ص ) با على ( ع ) بيعت كند بلكه گفت : بر اساس سنّت ابو بكر و عمر ! على ( ع ) به او فرمود :
واى بر تو ، اگر ابو بكر و عمر به غير كتاب خدا و سنّت رسول عمل كرده باشند ، بر حقّ نيستند . « 2 »
ابن تيميه گفت :
احمد بن حنبل و بسيارى از عالمان از سنّت على پيروى كردهاند ، همانطور كه از سنّت ابو بكر ، عمر و عثمان پيروى كردهاند . مالك و عالمان ديگرى از سنّت على پيروى نمىكنند . آنان همه در پيروى از سنّت ابو بكر و عمر اتّفاق نظر دارند . « 3 »
15 . سنّت امام عادل :
وقتى كه به اقتضاى سياستهاى حكومت به فتاوى و توجيهات ديگرى محتاج شدند ، توجيه جديدى منسوب به ابن عبّاس مطرح شد تا پذيرش بيشترى نزد اهل علم داشته باشد . اين توجيه كه در انتساب آن به ابن عبّاس ترديد داريم ، مىگويد : « سنت دوتاست : سنّت پيامبر ( ص ) و سنّت امام عادل . » « 4 »
16 . سنّت و فتواى امير :
هنگامى كه دخالت حاكمان در شريعت و دين خدا فزونى گرفت و روز به روز گستردهتر شد و از محدوده خلفا فراتر رفت ، توجيه آن نيز ضرورت پيدا كرد . بدين منظور گفتند : پس از مرگ ابو بكر و فتح كشورها در روزگار عمر ، و دورههاى بعدى ، صحابه هرچه بيشتر در مناطق پراكنده شدند . امير هر منطقه كه از حضور صحابى محروم بود ، به اجتهاد در
هامش
( 1 ) . اصول سرخسى ، 2 / 114 ؛ الاحكام فى اصول الاحكام ، 4 / 133 .
( 2 ) . بهج الصباغه ، 12 / 203 .
( 3 ) . منهاج السنة ، 3 / 205 ؛ قواعد فى علوم الحديث ، 446 .
( 4 ) . كنز العمّال ، 1 / 160 .