اجتهاد خود عمل كردهاند . « 1 » كياطبرى مىگويد :
جنگها و فتنههايى كه بين صحابه واقع شد ، مبتنى بر اجتهاد بود . هر مجتهدى مصيب است . . . و آن كه مخطى ، معذور و بلكه مأجور است . « 2 »
مقبلى گفته است :
صحابى را آن گونه كه مىخواستند ، تعريف كردند . سپس كارهاى افراد موسوم به صحابى را در ذيل آن توجيه كردند . كارهاى برخى از آنان را با ادّعاى اجتهاد - كه در بيشتر اوقات ادعايى باطل و خلاف بديهيات است - سرپوش گذاشتند . شگفت از بىشرمى آنان كه مدعىاند ، بسر بن ارطاة - يگانه دوران در انواع پليدىها و خباثتها - مجتهد بوده است .
زيرا در ناسزاگويى به على بن ابى طالب و حزب او مأمور معاويه بوده كه خود مجتهد و خيرخواه اسلام بود . همين طور مروان و وليد فاسق . چنان كه مدعىاند بيعت با يزيد ، و طرّاح اصلى آن و كسى كه در اجراى آن كوشيد و آن كه بدان رضايت داد ، همه و همه بر اساس اجتهاد جامع شرايط بيعت صورت گرفته است . « 3 »
ابن خلدون ادعاى اجتهاد همهء صحابه را مورد انتقاد قرار داده مىگويد :
نه همهء صحابه اهل فتوا بودند و نه احكام دين از همهء آنان گرفته مىشد ، بلكه اين كار به حاملان قرآن و آگاهان از ناسخ و منسوخ و . . . اختصاص داشت . « 4 »
10 . اجماع پيشوايان هدايت شده :
مالك بن انس گفت :
رسول خدا ( ص ) و واليان پس از او سنّتهايى پايهگذارى كردند كه عمل به آن تصديق كتاب خدا ، و تكميل طاعت پروردگار ، و توانايى بر اجراى احكام دين است . هر كه به اين سنّتها عمل كند ، هدايت و آن كه از آن
هامش
( 1 ) . السنة قبل التدوين ، 404 ؛ الباعث الحثيث ، 182 .
( 2 ) . ارشاد الفحول ، 69 .
( 3 ) . الارواح النوافع ، 687 - 688 به نقل : اضواء على السنة المحمديه ، 352 .
( 4 ) . مقدمه ابن خلدون ، 389 .