كاربرد نخواهد داشت . از اين روى بايد براى خروج از اين تنگنا شيوهء ديگرى در پيش گرفت . در جستجوى اين شيوه گفتهاند :
واجب است كه جز به نيكى از صحابه ياد نكنيم . « 1 »
شايسته است كه قصهگو هم « نسبت به صحابه دلسوزى كند و از بيان اختلافات آنان با هم خوددارى نمايد و احاديثى دربارهء فضايل آنان نقل كند . » « 2 »
از جمله ايراداتى كه به صاحب الاستيعاب گرفتهاند ، اين است كه او كتاب خود را با بيان مشاجرات صحابه با يكديگر خراب كرده است . « 3 »
5 . منتقد صحابه ، زنديق است :
وقتى كه شيوه قبلى در سكوت از بيان اختلافات صحابه با يكديگر مفيد واقع نشد ، به شيوهء ديگرى براى خروج از اين تنگنا روى آوردند . اين شيوه ، اتهام منتقدان صحابه به زنديقىگرى و خروج از دين بود . ابو زرعه مىگفت :
هرگاه ديدى كه مردى از صحابه رسول خدا ( ص ) انتقاد مىكند ، بدان كه زنديق است ، زيرا از نظر ما رسول خدا ( ص ) حقّ است ، قرآن حقّ است و آنچه آورده ، حقّ است . قرآن و سنن را صحابه رسول خدا ( ص ) به ما رساندهاند . منتقدان صحابه قصد دارند ، شهود ما را جرح و از اين طريق كتاب و سنّت را باطل كنند . در حالى كه خود آنان به جرح سزاوارترند .
آنها زنديق هستند . « 4 »
سرخسى مىگويد :
هر كه از صحابه ايراد بگيرد ، ملحد است و دشمن اسلام . اگر توبه نكند ،
هامش
( 1 ) . السنة قبل التدوين ، 397 .
( 2 ) . القصّاص و المذكّرين ، 115 .
( 3 ) . الباعث الحثيث ، 179 ؛ علوم الحديث ، 262 ؛ تدريب الراوى ، 2 / 207 ؛ الخلاصة فى اصول الحديث ، 124 .
( 4 ) . الكفاية فى علم الدرايه ، 49 ؛ السنة قبل التدوين ، 405 .