چارهاش شمشير است . « 1 »
روشن است كه حاملان اسلام و قرآن و تعاليم رهايىبخش آن كسانى چون وليد بن عقبه ، مروان بن حكم و عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح نبودند ، بلكه حاملان حقيقى مكتب على و اهل بيت ( ع ) و ابو ذر ، سلمان ، عبد اللّه بن مسعود و ابى بن كعب و ديگر بزرگان و دانشمندان امّت بودند . بنابراين سخن ابو زرعه چيزى جز مغالطه آشكار نيست .
6 . تفاوت فسق صحابه با ديگران :
گناهان و معاصى بزرگى را كه برخى از صحابه مرتكب شدند و هواخواهان آنان نتوانستند با تأويل و تفسير يا اجتهاد و فتوا توجيه كنند ، با شيوه ديگرى درمان كردند . به اين منظور مدعى شدند :
صحابى با ارتكاب گناهانى كه ديگران را فاسق مىكند ، فاسق نمىشود . « 2 »
7 . حتمى بودن توبهء صحابى :
هرگاه صحابى مرتكب گناهى شود كه مستوجب عقاب اخروى است و خداوند ، بندگانش را به واسطهء ارتكاب آن ، وعده آتش جهنّم داده است و از سوى ديگر نتوان آن را با تأويل و اجتهاد توجيه كرد ، راه علاج آن را چنين پيدا كردهاند :
توبه آن دسته از صحابه كه مرتكب معصيت شدهاند ، حتمى است . « 3 »
8 . بخشودگى گناهان بدرىها :
برخى از شخصيتها اهميّت بيشترى دارند . پس نبايد آنها را رها كرد تا معصيت كنند و سپس منتظر نشست تا توبه كنند . اين نيز ممكن است مدّتها تأخير بيفتد . پس بايد گناهان آنان فورا بخشيده شود . در پى تحقّق اين انديشه ، به مطالعهء تاريخ اين شخصيتهاى مورد نظر پرداخته ، ديدهاند كه شمارى از آنان از صحابهء بدرىاند . از اين رو معيار جديدى براى چارهء كارشان انديشيدهاند . بر پايه اين معيار ، اگر صحابه بدرى
هامش
( 1 ) . اصول سرخسى ، 2 / 134 .
( 2 ) . سيره حلبى ، 2 / 203 - 204 ؛ فتح البارى ، 7 / 237 .
( 3 ) . بنگريد : فتح البارى ، 7 / 238 ؛ سيرهء حلبى ، 2 / 203 .