همه كسانى كه به گونهاى هر چند گذرا پيامبر ( ص ) را ديدهاند ، ركيك و زشت است . « 1 »
اعتقاد به عدالت همهء صحابه ، همانند اعتقاد يهوديان است ، به عصمت همهء « خاخام » ها « 2 » و به احتمال از آنان اخذ شده است .
3 . مرتد صحابى :
عالمان اين مكتب وقتى ديدند كه برخى از بزرگان صحابه همچون طليحة بن خويلد مرتد شد و با پيامبر ( ص ) جنگيد و سپس مسلمان شد يا كسى چون عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح مرتد شد و پيامبر ( ص ) خون او را مباح اعلام فرمود يا همچون اشعث بن قيس كه مرتد شد و در جنگ به اسارت مسلمانان درآمد و توبه كرد ، خليفه او را آزاد كرد و در همان ساعت خواهرش را به همسرى او درآورد « 3 » ؛ در اينجا بود كه ترفند جديدى پيش گرفتند . بدين ترتيب كه مدعى شدند : هرگاه صحابى مرتد شود ، از صحابى بودن مىافتد و هرگاه دوباره مسلمان شود ، صحابى بودنش هم برمىگردد ، بدون اين كه نيازى به ديدن دوبارهء پيامبر ( ص ) باشد . « 4 » بر پايهء همين ديدگاه ، عدالت او هم بازمىگردد .
4 . سكوت در برابر اختلاف صحابه با يكديگر :
بر زبان آوردن كارهاى برخى از صحابه براى هواداران و دوستداران آنان مشكلآفرين و بلكه شرمآور بوده و هست و موجب سلب اعتماد مردم از آنان مىشود . اگر به فرض بتوان با سردادن شعارهاى پرزرقوبرق ، يا برخى فتواهاى ساختگى يا اندكى ترغيب و ترهيب شمارى از مردم عوام را ساكت كرد ، قطعا در مورد همگان
هامش
( 1 ) . أضواء على السنّة المحمّديه ، 349 ؛ العلم الشامخ ، 297 - 312 .
( 2 ) . بنگريد : مقارنة الاديان ( اليهوديه ) ، 222 .
( 3 ) . بنگريد : الاصابه ، 1 / 51 .
( 4 ) . بنگريد : الاصابه ، 1 / 158 ؛ تدريب الراوى ، 2 / 209 .