تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چين نامه ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
سلسلهء مينگ اروپاييان با گشودن راه‌هاى جديد دريايى به سوى قاره‌هاى آسيا و امريكاى لاتين كشتيرانى و كشتىسازى خود را با سرعت بسط و توسعه دادند . ؟ ؟ ؟ 202 ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ 964 ؟ ؟ ؟ ( 56 ) ص 13 ) كمى كردن : كم‌فروشى ، كم‌گذاشتن در وزن . ( 57 ) ص 13 ) توزك : انتظام و ترتيب لشكر و مجلس و دربار . ( آنندراج ) لغت تركى است به معنى سامان و آرايش و انتظام و ترتيب لشگر و مجلس و دربار . ( لغت‌نامه ) ( 58 ) ص 13 ) پارچه‌ها را از پنبه مىبافند . . . به چين آورند : پنبه از سه راه وارد كشور چين شد . نخست پنبهء آسيايى كه اصلش در هند بود از آسياى جنوب شرقى وارد جزيرهء هاى نان
Hainan )
؟ ؟ ؟ ) و نواحى گوانگ دانگ
Guangdong )
؟ ؟ ؟ ، يعنى : كانتون ) و گوانگ شى
Guangxi )
؟ ؟ ؟ ) شد . براساس مواد تاريخى كاشت پنبه و توليد پارچه در سلسلهء چين ( 221 - 207 ق . م ) و سلسلهء هان ( 206 ق . م . - 24 م . ) در جزيره‌هاى نان آغاز شد . دوم از هند و با رد شدن از برمه وارد نواحى يون نان
Yunnan )
؟ ؟ ؟ ) چين شد . اين حادثه در كتابى تاريخى به نام « ؟ ؟ ؟ » ثبت شده است . و سوم پنبهء افريقايى از راه آسياى ميانه وارد نواحى سين جيانگ
Xinjiang )
؟ ؟ ؟ ) چين شد و بعدها در نواحى هه سى زئو لانگ
Hexizoulang )
؟ ؟ ؟ ، يعنى : دالان غربى رودخانهء زرد ) توسعه يافت . يك نوع پارچهء پنبه‌اى متعلق به زمانى از سلسلهء هان شرقى ( 220 ق م . - 25 م . ) تا سلسلهء تانگ ( 618 - 907 م . ) در منطقهء سين جيانگ كشف شده است . بعد از آنكه پنبه از سه راه مذكور وارد چين شد به مدت طولانى در نواحى مرزى آن را مىكاشتند و بعدا توانست به‌طور وسيع در مركز چين رواج يابد . بعد از سلسله‌هاى تانگ و سونگ كاشت پنبه آرام‌آرام به نواحى مركزى چين منتقل شد و در سلسلهء يوان به سرعت بسط و توسعه يافت و تبديل به مهمترين مواد صنايع نساجى چين شد و حتى در اواخر سلسلهء مينگ نخ و پارچهء پنبه‌اى به اندازه‌اى توليد مىشد كه مقدار وسيعى از آن را به خارج از كشور صادر مىكردند اما از سال 1892 م . به‌طور مرتب پنبهء امريكايى كه مرغوبيت بيشترى نيز داشت وارد چين شد و در نتيجه جاى پنبهء آسيايى را گرفت . ؟ ؟ ؟ 106 - 100 ؟ ؟ ؟ ( 59 ) ص 14 ) سقرلاط : پارچه‌اى باشد معروف كه از پشم بافند ( برهان ) ؛ جامهء صوف معروف كه در فرنگ بافند . سقلاط : جامهء صوف كه بر هودج زنان اندازند . ( بهار عجم )