سپاهيان و خويشان پادشاه و عاملان [ و متصديان ] « 1 » و امرا و علما و بسيار مردم ديگر نيستند و معافاند . و هرچند كه در چين هيچ جنگ و لشكركشى نيست مگر در نزديكى سد و ديوارى كه در يك طرف چين كشيدهاند ، هميشه و دايم الاوقات زياده از ده لك سپاهيان علوفهء پادشاه مىيابند . و مردم ولايات و ملكها كه نزديك چين ساكناند باج و خراج به پادشاه چين مىدهند . در طرف مشرق سه ملك است و در جانب مغرب پنجاه و سه ، در طرف جنوب پنجاه و پنج و در طرف شمال سه ، موافق آنچه در كتاب مذكور مرقوم است . و ليكن در اين زمان كمتر و قليلى از آنها باج مىدهند و بعضى كه باج مىدهند زياده از آنچه مىدهند از چين مىبرند . و لهذا مردم چين را چندان [ 9 ] پروا نيست از باج و خراج گرفتن از ايشان . 41 و هم از بزرگى و عظمت چين است آنكه گرداگرد تمام ملك چه طبيعى « 2 » و چه صناعى محيط است و فروگرفته شده از جهاز و خندق و ديگر سختىها و محكمها . چنان كه از طرف جنوب و مشرق ، اين ملك به دريا پيوسته است . و آن مقدار جزاير در آن دريا نزديك به يكدگر واقع شده كه بسيار مشكل و ممتنع است رسيدن جهازات و كشتىها به ساحل چين . و از طرف شمال كوههاى مرتفع و كمر 42 ها و شكستگىهاى كوهاند كه متصل شدهاند به ديوارها و حصارهاى مستحكم 43 و به سد چين كه مسافت آنها چهارصد و پنج فرسخ است . « 3 » 44 به وسيلهء اينها خود را از تاخت و تاراج قوم تاتار و قلماق 45 محافظت مىنمايند .
از طرف مغرب قريب به شمال بيابان و دشت ريگزار است كه به سبب قحطى و نايابى آذوقه و آب دشمنان را مجال رسيدن به آنجا نيست و اگر برسند در همانجا مدفون و مغبون مىگردند . و از طرف مغرب قريب به جنوب كوهستان و جنگلهاى بسيارند . و چند ملكى قليل نزديك دارد كه چينيان از ايشان مطلقا پروا ندارند به گمان آنكه آنها چنان نيستند كه از آنها بترسند يا ملك ايشان را آرزو بكنند . [ 10 ]
هامش
( 1 ) . افزوده از ك .
( 2 ) . ص : طبعى ، تصحيح به قياس ص 13 نسخه خطى .
( 3 ) . رقم ثبت شده با متن چينى اختلاف دارد .