تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥

مخالف هستند و نظريّه‌هاى ديگرى را ابراز مىدارند « 1 » . 2 - در فرض عدم وجود مخالف و تحقّق ظاهرى اتّفاق و اجماع ميان علماى عامّه ، چنين اجماعى « مدركى » است و مدرك آن روايت « عبّاس بن عبد المطّلب » مىباشد كه طبق موازين مورد قبول عامّه عدم اعتبار آن را اثبات كرديم ، و لذا چنين اجماعى فاقد اعتبار خواهد بود .

نتيجه‌گيرى

: به دليل عدم اعتبار دلايلى كه طرفداران اين نظريّه براى صحّت عقيدهء خود ابراز داشته‌اند ، و با توجه به اينكه به جز ادّعا ، دليل ديگرى كه بشود به آن استناد كرد و اين نظريه را به كمك آن اثبات نمود باقى نمانده است ، « 2 » لذا نظريهء مذكور از درجهء اعتبار

هامش
( 1 ) جلال الدين عبد الرحمن سيوطى ميلاد حضرت فاطمه را در 5 / 7 سال قبل از مبعث مىداند . ابن مزى كلبى ، حاكم نيشابورى ، يعقوبى ، ابن عبد البرّ و ابن قدامهء مقدّسى در سال دوم از بعثت پيامبر مىدانند . ابن حجر عسقلانى آن را در همان سال هجرت مىداند . ابن عساكر در نهايىترين قول خود آن را در سال چهارم قبل از مبعث مىداند . كلبى آن را در 11 سال قبل از بعثت پيامبر مىداند . و . . .
( 2 ) ممكن است برخى به دو روايت از منابع شيعى در بارهء اينكه حضرت فاطمه عليها السّلام پنج سال قبل از بعثت پيامبر متولّد شده است استناد نمايند ، اين دو عبارتند از : روايت اوّل : ابو الفرج اصفهانى ( 284 - 356 ) هدر مقاتل الطالبيّين ، ص 59 گويد : و كان مولد فاطمة قبل النبوّة و قريش حينئذ تبنى الكعبة ، و كان تزويج على بن ابى طالب ايّاها في صفر بعد مقدم رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم المدينة ، و بنى بها بعد رجوعه من غزوة بدر ، و لها يومئذ ثمانى عشرة سنة . حدّثنى بذلك الحسن بن على قال : حدّثنا الحارث قال : حدّثنا ابن سعد ، عن الواقدى ، عن ابى بكر بن عبد اللَّه بن أبى سبرة ، عن اسحاق بن عبد اللَّه بن أبى فروة ، عن أبى جعفر [ خ ل : جعفر ] ابن محمّد بن على . اين روايت خبر جديدى نيست كه ابو الفرج اصفهانى نقل كرده باشد بلكه همان خبر مجهولى است كه ابو بكر بن عبد اللَّه بن ابى سبرة خلق كرده و ما آن را پيش از اين به نقل از طبقات ابن سعد مورد نقد و بررسى قرار داديم لكن در آنجا اين روايت را از يحيى بن شبل نقل كرده بود و در اينجا از اسحاق بن عبد اللَّه بن أبى فروهء مدنى ، كه احمد بن حنبل در مورد او گويد : نقل كردن روايت از او حرام است [ الضعفاء الكبير ، ج 1 ص 102 شمارهء 119 ، و المغنى في الضعفاء ج 1 ص 71 شمارهء 566 ] و در جاى ديگر گويد : حديث او به غايت ضعيف و منكر است [ الجامع احمد ، ج 1 ص 41 شمارهء 297 ] و ابن حبّان نيز در مورد او گويد : اسناد ضعيف احاديث را دستكارى مىكرده تا آنها را مقبول مردمان سازد [ المجروحين ، ج 1 ص 131 ] و بخارى گويد : حديثش را ترك كنيد [ الضعفاء الصغير ، ص 17 شمارهء 20 ] و نسائى نيز او را متروك الحديث دانسته [ الضعفاء و المتروكين ، ص 19 شمارهء 50 ] . بنا بر اين توضيحات عدم جواز استناد به اين روايت معلوم مىگردد ، البته به جز آنچه گذشت اشكالات ديگرى نيز در سند و متن روايت وجود دارد كه با توجه به آنچه در مورد ابو بكر بن عبد اللَّه و اسحاق بن عبد اللَّه گفته شد ، ضرورتى براى توجه به آن ضعفها احساس نمىشود . روايت دوم : محقق اربلى ( 693 ه ) در كشف الغمة ، ج 2 ص 75 گويد : قال ابن الخشّاب في تاريخ مواليد و وفيات أهل البيت ، نقله عن شيوخه ، يرفعه من أبى جعفر محمّد بن على عليهما السّلام قال : ولدت فاطمة بعد ما اظهره اللَّه نبوّة نبيّه ، و أنزل عليه الوحى به خمس سنين ، و قريش تبنى البيت ، و توفيت و لها ثمانية عشر سنة و خمسة و سبعين يوما ، و في رواية صدقة ثمانية عشرة سنة و شهر و خمسة عشر يوما ، و كان عمرها مع ابيها بمكّة ثمانين سنين . . . ترجمه : امام باقر عليه السّلام فرموده : حضرت فاطمه عليها السّلام پنج سال پس از نبوت پدرش در مكّه متولّد گرديد و اين در حالى بود كه قريش خانهء كعبه را بازسازى مىنمود ، و وفات نمود در حالى كه هجده سال و هفتاد و پنج روزش بود . و در روايت صدقه آمده كه عمر حضرتش هجده سال و 45 روز مىشد . و مدت توقف او با پدرش در مكّه هشت سال بود . . . و سپس به مدينه هجرت كرد . عبد اللّطيف عاشور مصرى در تحقيق اتحاف السائل اين روايت و روايت ابو الفرج اصفهانى را مورد استشهاد قرار داده و گويد : و اكثر علماء اهل البيت على هذا الرّأى و أنّها ولدت قبل البعثة به خمس سنين [ اتحاف السائل ، حاشيهء ص 23 ] . ترجمه : اكثر علماى شيعه بر اين نظر هستند كه حضرت فاطمه عليها السّلام پنج سال قبل از بعثت پيامبر متولّد شده است . وضعيت روايت اوّل براى خوانندگان عزيز روشن شد امّا در مورد اين روايت : اوّلا : اين روايت مرفوع و از اقسام حديث ضعيف و غير قابل استناد است [ يرفعه عن أبى جعفر ] . ثانيا : اين خبر از يك سو ميلاد حضرت فاطمه عليها السّلام را در سال پنجم بعثت اثبات مىكند [ ولدت فاطمة بعد ما اظهره اللَّه نبوّة نبيّه و أنزل عليه الوحى به خمس سنين ] و از طرف ديگر آن را به پنج سال قبل از بعثت نسبت مىدهد [ و توفيت و لها ثمانية عشر سنة ] و مطلب در همين جا تمام نمىشود چرا كه بلا فاصله مىگويد [ و كان عمرها مع ابيها بمكّة ثمانين سنين ] . و همهء اينها نشان مىدهد كه قيد « و قريش تبنى البيت » در روايت نبوده و سپس افزوده شده زيرا اگر تولّد دختر پيامبر در زمان تعمير خانهء كعبه صورت گرفته بود سن او در حال وفات نه 18 سال كه 28 سال بود و مدت زندگانى او در مكّه نه 8 سال كه 18 سال مىبود . تذكر 1 : برخى از طرفداران علاج روايات به اين مقصود كه بتوانند از روايت مذكور همچنان به عنوان مؤيّد براى نظريّهء اوّل استفاده نمايند قسمت دوم روايت را حذف نموده و آن را به اين نحو نقل كرده‌اند : ولدت فاطمة بعد ما أظهر اللَّه نبوّة نبيّه و أنزل عليه الوحى به خمس سنين ، و قريش تبنى البيت . و سپس گفته‌اند : از لفظ بعد در اصل « قبل » بوده است كه در هنگام نقل يا استنساخ ، در اثر اشتباه مورد تصحيف واقع شده و به صورت « بعد » نقل يا نوشته شده ، بنا بر اين ، روايت مذكور در اصل چنين بوده است : ولدت فاطمة قبل ما أظهر اللَّه نبوّة نبيّه و أنزل عليه الوحى به خمس سنين ، و قريش تبنى البيت . متأسفانه اين روش رايج در ميان اهل تعصّب و كوردلان عالم نماست كه بخش مطلوب طبع خودشان از يك روايت را انتخاب و با ضميمهء توضيحاتى عوام فريبانه آن را به نفع مقاصد خود استخدام نمايند . ما متن كامل اين روايت را از مأخذى كه همه بايد از آن نقل كنند ، براى خوانندگان گرام بيان كرديم ، حال اگر تغيير و تصحيفى را كه اينان ادعا مىكنند ، در اين متن اعمال كنيد و روايت را تا به آخر آن مورد مطالعه قرار دهيد خواهيد ديد كه چگونه اين افراد اسباب خنده را فراهم ساخته‌اند و آنگاه بايد از ايشان پرسيد « و توفيت و لها ثمانية عشر سنة » ، و جملهء « و كان عمرها مع ابيها بمكّة ثمانين سنين » را چه بايد كرد ؟ همان گونه كه مىبينيد راهى براى اعمال چنين اصلاحات خيالى در اين روايت وجود ندارد . تذكر 2 : برخى از علما براى « علاج تعارض باطنى و داخلى » در اين روايت گفته‌اند كه شايد لفظ « و قريش تبنى البيت » در اصل روايت وجود داشته باشد و بعيد نيست كه در سال پنجم بعد از بعثت پيامبر هم تعميراتى در خانهء كعبه صورت گرفته باشد . در جواب از كلام مذكور بايد گفت : 1 . تبعيد شىء دليل وجود شىء در عالم خارج نمىباشد 2 . در تواريخ و روايات هيچ اشاره‌اى به چنين تعميراتى نشده است 3 . لفظ « تبنى البيت » به معنى تعمير اساسى است و اين فراتر از تعميرات جزئى است كه امكان مخفى ماندن آن از ديد اشخاص و مورّخين وجود داشته باشد شيعه و اهل سنّت اتّفاق دارند كه چنين تعميرى پنج سال قبل از بعثت واقع شده و تعمير ديگرى در تاريخ مورد ادّعا واقع نشده است .