و رنگارنگ بودند .
آنگاه به من فرمود : اينجا مسكن تو و شوهرت و دو فرزندت و كسى كه تو و ايشان را دوست داشته باشد مىباشد ، خوشحال باش زيرا تا چند روز ديگر نزد من خواهى آمد .
پس از اين جريان قلب من تپيد و شوقم زياد گرديد و در حالى كه دچار ترس شده بودم از خواب پريدم .
امام جعفر صادق عليه السّلام مىفرمايد : حضرت امير عليه السّلام فرمود : وقتى فاطمهء زهرا عليها السّلام از خواب پريد مرا صدا زد ، من نزد او آمدم و گفتم : تو را چه شده ؟ ! وى جريان خواب خود را شرح داد و از من تعهّد گرفت هر گاه او از دنيا برود من از زنان غير از ام سلمه زوجهء رسول خدا ، ام ايمن ، فضّه ، و از مردان غير از دو فرزندش ، عبد اللَّه بن عبّاس ، سلمان فارسى ، عمار بن ياسر ، مقداد ، ابو ذر و حذيفه كسى را آگاه ننمايم .
فاطمه به من گفت : من به تو اجازه مىدهم كه پس از فوت جسدم را مشاهده كنى ، تو با زنان بدن مرا غسل بده و شبانه مرا به خاك بسپار ، و كسى را از محل قبر من آگاه منماى .
وقتى آن شبى فرا رسيد كه خداى مهربان فاطمه را گرامى داشت و او را قبض روح نمود ، حضرت زهرا مىفرمود : عليكم السلام ، و به من مىگفت :
اى پسر عمو ! اين جبرئيل است كه به من سلام مىكند و مىگويد : اين حبيبهء حبيب خدا و ميوهء قلب اوست ! خدا به تو سلام مىرساند ، تو امروز در بهشت وارد خواهى شد . اين مژده را به من داد و رفت .
حضرت امير مىفرمايد : براى دومين بار شنيدم كه حضرت زهرا فرمود : و عليكم السلام . آنگاه به من فرمود : اى پسر عمو ! اين ميكائيل است كه نظير جبرئيل به من مژده مىدهد .
براى سومين بار فاطمه عليها السّلام فرمود : و عليكم السلام . آنگاه چشمان خود را به سرعت باز كرد و به من فرمود :
اى پسر عمو ! به خداوند سوگند كه اين حق است ، اين عزرائيل است كه پر و بال خود را در مشرق و مغرب گسترده است . پدرم اين اوصاف او را براى من شرح داده بود .
سپس شنيديم كه حضرت زهرا مىفرمود : و عليكم السلام يا قابض الارواح ! زودتر مرا
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 667
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٦٧