فَأَجَاب هَاتِف
يُرِيدُ الْفَتَى أَن لَا يَمُوت خَلِيلُه * وَ لَيْس لَه إِلَّا الْمَمَات سَبِيل
فَلَا بُدَّ مِن مَوْت وَ لَا بُدَّ مِن بِلًى * وَ إِن بَقَائِي بَعْدَكُم لَقَلِيل
إِذَا انْقَطَعَت يَوْماً مِن الْعَيْش مُدَّتِي * فَإِن بُكَاءَ الْبَاكِيَات قَلِيل
سَتُعْرَض عَن ذِكْرِي وَ تُنْسَى مَوَدَّتِي * وَ يَحْدُث بَعْدِي لِلْخَلِيل بَدِيل
بيان أبا ودي أي من كان يلازم ودي و حبي و الحاصل أني ذكرت محبوبي فبت كأنني لشدة همومي ضامن لرد كل هم و حزن كان لي قبل ذلك و قوله فلا بد من موت لعله من تتمة أبياته ع لا كلام الهاتف و لو كان من كلام الهاتف فلعله ألقاه على وجه التلقين
ترجمه :
در مناقب ابن شهر آشوب روايت شده است :
موقعى كه پيغمبر اسلام از دنيا رحلت كرد از عمر حضرت فاطمه هجده سال و هفت ماه گذشته بود ، بعد از پدر بزرگوارش مدت هفتاد و دو روز زنده بود . هفتاد و پنج روز و چهار ماه هم گفته شده .
قربانى گفته : چهل روز زنده بود و اين قول صحيح است . فاطمهء زهرا در شب يك شنبه ، سيزدهم ماه ربيع الاوّل سال يازدهم پس از هجرت از دنيا رحلت نمود . قبر مقدّسش در بقيع است . گفتهاند : قبرش در خانهء خودش مىباشد . قول ديگر آن است كه قبرش ما بين قبر و منبر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است .
گروهى از علماى اهل تسنّن از جابر نقل نمودهاند كه گفت :
پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم قبل از رحلت خود به حضرت على بن ابى طالب فرمود :
سلام بر تو باد ، اى پدر دو نوگل من ! من در بارهء اين دو گل دنيوى خود به تو توصيه مىكنم ، طولى نمىكشد كه دو ركن تو از بين خواهد رفت .
جابر مىگويد : هنگامى كه رسول خدا از دنيا رفت حضرت على فرمود : اين يكى از آن دو ركن من بود كه پيغمبر خدا فرمود . هنگامى كه فاطمه از دنيا رفت على عليه السّلام فرمود : اين دومين ركن من بود .
روايت شده كه حضرت زهرا بعد از فوت پدر بزرگوارش دائما سر خود را مىبست ، جسمش ناتوان بود ، قوّت خود را از دست داده بود ، چشمانش گريان و قلبى سوخته داشت ، ساعت به ساعت غش مىكرد و به حسنين عليهما السّلام مىفرمود :