پدر جان ! ملائكه براى تو گريان شدند و افلاك از حركت ايستادند ، منبرت بعد از تو دچار وحشت و محرابت از وجود تو خالى شد ، قبر تو براى اينكه تو را در بر گرفته خوشحال و بهشت به تو و دعا و نماز تو مشتاق گرديد .
پدر جان ! آن مجالسى كه تو داشتى ( با رفتن تو ) دچار ظلمت بزرگى شدهاند . براى تو متأسفم تا اينكه به همين زودى نزد تو بيايم . ابو الحسن تو را از دست داد ، همان ابو الحسنى كه : مؤتمن ، پدر دو فرزند تو حسن و حسين ، برادر تو دوست تو و محبوب تو مىباشد .
همان على كه تو او را از زمان كودكى پرورش دادى در زمان بزرگسالى او با وى برادر شدى ، همان على كه محبوبترين دوستان و اصحاب تو بود ، همان على كه در اسلام آوردن و هجرت نمودن و يارى كردن تو بر همه سبقت گرفت ، ما تو را از دست داديم ، گريه قاتل ما خواهد بود ، تأسف همراه و مونس ما گرديد .
سپس آن بانو فريادى زد و نالهاى كرد كه نزديك بود روح از بدنش مفارقت نمايد ، آنگاه اين اشعار را قرائت كرد :
1 - صبر من كم و عزاى من آشكار شد بعد از آنكه خاتم انبيا را از دست دادم .
2 - اى چشم من ، اشك فراوان بريز ! اى چشم من ، واى بر تو ، بخل مكن و خون گريه كن ! 3 - اى رسول خدا ! اى برگزيدهء خدا ! اى پناهگاه يتيمان و ضعيفان ! 4 - حقّا كه كوهها و وحوش و پرندگان و زمين بعد از گريهء آسمان براى تو گريان شدند .
6 - محراب عبادت و مجلس درس قرآن كه در هر صبح و شام تشكيل مىشد براى تو گريه مىكنند .
7 - دين اسلام كه در ميان مردم يكى از غربا به شمار مىرود در مصيبت تو گريان شد .
8 - كاش آن منبرى را كه بر فراز آن مىرفتى مىديدى كه چگونه بعد از نور وجودت ، اكنون ظلمت آن را فرا گرفته .
9 - اى خداى زهرا اجل مرا به زودى برسان ! زيرا زندگى من تيره و تار گرديد .
سپس به جانب منزل خود بازگشت و شب و روز شروع به گريه و ناله كرد ، اشك وى خشك نمىشد و ناله و ضجّهاش آرام نمىگرفت .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 608
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٠٨