تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣

ترجمه

: شيخ صدوق در كتاب علل الشرائع به نقل از ابن عبّاس گويد : عايشه بر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم وارد شد در حالى كه پيامبر فاطمه را مىبوسيد ، پس به او گفت : اى رسول خدا ! آيا او را خيلى دوست مىدارى ؟ پيامبر فرمود : آرى ، به خدا سوگند اگر مىدانستى كه چقدر او را دوست مىدارم تو نيز او را بيشتر دوست مىداشتى ، زيرا هنگامى كه در شب معراج مرا به آسمان چهارم بردند ، جبرئيل اذان گفت و ميكائيل اقامه ، آنگاه به من گفته شد : اى محمّد ! جلو بيا و نماز بگزار . گفتم : اى جبرئيل ! با بودن تو من چگونه جلو بايستم و نماز بگزارم ؟ گفت : بله ، به درستى كه خداوند عزيز پيامبران مرسل خود را بر ملائكهء مقرّبش فضيلت و برترى داده است و علاوه بر آن تو را نيز نسبت به ايشان ، فضيلت مخصوصى عطا فرموده است . پس جلو رفتم و با ساكنان آسمان چهارم نماز گزاردم ، و وقتى به طرف راست برگشتم [ حضرت ] ابراهيم را ديدم كه در يكى از باغهاى بهشت قرار گرفته و گروهى از ملائك در اطراف ايشان اجتماع نموده‌اند .