الْأَمِين
« 1 » فَكَافُونِي بِأَشْيَاءَ فَقَالَت
وَ اللَّه يُضاعِف لِمَن يَشاءُ
« 2 » فَزَادُوا عَلَيَّ فَسَأَلْتُهُم عَنْهَا فَقَالُوا هَذِه أُمُّنَا فِضَّةُ جَارِيَةُ الزَّهْرَاءِ ع مَا تَكَلَّمَت مُنْذُ عِشْرِين سَنَةً إِلَّا بِالْقُرْآن « 3 »
ترجمه :
ابو القاسم قشيرى در تفسير خود از شخصى روايت كرده :
در بيابان از قافلهاى كه با آن همراه بودم دور افتادم و در اين حال با زنى همراه شدم و به او گفتم : كيستى ؟
گفت :
وَ قُل سَلام فَسَوْف يَعْلَمُون
« 4 » . پس به او سلام كردم و گفتم : اينجا چه كار مىكنى ؟ گفت :
مَن يَهْدِ اللَّه فَما لَه مِن مُضِل
« 5 » . گفتم : جن هستى يا انسان ؟ گفت :
يا بَنِي آدَم خُذُوا زِينَتَكُم
« 6 » . گفتم : از كجا مىآيى ؟ گفت :
يُنادَوْن مِن مَكان بَعِيدٍ
« 7 » . گفتم : به كجا مىروى ؟ گفت :
وَ لِلَّه عَلَى النَّاس حِج الْبَيْت
« 8 » . گفتم : چند روز است كه از قافله دور افتادهاى ؟ گفت :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماوات وَ الْأَرْض وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّام
« 9 » . گفتم : آيا گرسنه نشدهاى ؟
هامش
( 1 ) سورهء قصص ، 26 .
( 2 ) سورهء بقره ، 261 .
( 3 ) مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3 ص 391 و 392 .
( 4 ) سورهء زخرف ، 89 .
( 5 ) سورهء زمر ، 38 .
( 6 ) سورهء اعراف ، 29 .
( 7 ) سورهء فصّلت ، 44 .
( 8 ) سورهء آل عمران ، 97 .
( 9 ) سورهء ق ، 38 .