بود و نيز هر گاه قصد سفر مىنمود آخرين كسى كه از او وداع مىكرد فاطمه بود .
حضرت فاطمه عليها السّلام در يكى از مسافرتهاى پيامبر ، به هنگام بازگشت آنها ، براى استقبال از پدر و شوهرش عبايى خيبرى بر تن پوشيد ، هنگامى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از مسافرت بازگشت و طبق عادت به خانهء دخترش وارد شد از ديدن آن عبا آثار غضب در چهرهاش مشاهده شد ، پس از خانهء وى خارج شده به مسجد رفته و در كنار منبر بر زمين نشست .
حضرت فاطمه گردنبند و دو گوشواره و النگو و پرده را به حضور پدرش فرستاد و پيغام داد كه آنها را در راه خدا مصرف نمايد . هنگامى كه آن اشياء را به حضور پيامبر آوردند سه مرتبه فرمود : پدرش به فداى او باد ، خاندان محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را با دنيا چه كار ؟ به درستى كه آنها براى آخرت آفريده شدهاند و دنيا را براى ايشان خلق كردهاند .
و در روايت احمد بن حنبل آمده است :
اينان اهل بيت من هستند ، و من دوست ندارم نعمتهاى پاكيزهاى را كه خدا براى آنها در نظر گرفته در زندگى دنيوى به مصرف برسانند .
[ متن عربى ]
233 / . . . - أَبُو صَالِح الْمُؤَذِّن فِي كِتَابِه بِالْإِسْنَادِ عَن عَلِيٍّ ع أَن النَّبِيَّ ص دَخَل عَلَى ابْنَتِه فَاطِمَةَ فَإِذَا فِي عُنُقِهَا قِلَادَةٌ فَأَعْرَض عَنْهَا فَقَطَعَهَا [ فَقَطَعَتْهَا فَرَمَت بِهَا فَقَال رَسُول اللَّه أَنْت مِنِّي يَا فَاطِمَةُ ثُم جَاءَهَا سَائِل فَنَاوَلَتْه الْقِلَادَةَ
ترجمه :
ابو صالح مؤذّن در كتاب اربعين خود ، به سندش از على عليه السّلام روايت كرده :
روزى پيامبر وارد منزل دخترش فاطمه گرديد و چون گردنبندى را برگردن او مشاهده نمود از او دورى كرد . فاطمه عليها السّلام گردنبند را از گردن خود باز كرده به كنارى انداخت ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به او فرمود :
اى فاطمه ! تو پارهاى از وجود من هستى .
در اين حال فقيرى به در خانهء فاطمه آمد و آن حضرت گردنبندش را به وى صدقه داد .
[ متن عربى ]
234 / . . . - أَبُو الْقَاسِم الْقُشَيْرِيُّ فِي كِتَابِه قَال بَعْضُهُم انْقَطَعْت فِي الْبَادِيَةِ عَن الْقَافِلَةِ