قَوْل اللَّه عَزَّ وَ جَل
لا يَحْزُنُهُم الْفَزَع الْأَكْبَرُ
« 1 » قَال هَوْل يَوْم الْقِيَامَةِ
وَ هُم فِي مَا اشْتَهَت أَنْفُسُهُم خالِدُون
« 2 » هِيَ وَ اللَّه فَاطِمَةُ وَ ذُرِّيَّتُهَا وَ شِيعَتُهَا وَ مَن أَوْلَاهُم مَعْرُوفاً مِمَّن لَيْس هُوَ مِن شِيعَتِهَا
ترجمه :
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمايد :
هنگامى كه روز قيامت فرا مىرسد منادى از عرش ندا مىدهد : اى خلايق چشمان خود را ببنديد تا دختر حبيب خدا به قصر خود برود . سپس فاطمه در حالى كه دو چادر سبز بر سر كرده و هفتاد هزار فرشته او را همراهى مىنمايند عبور مىكند و هنگامى كه بر در قصر مىرسد مشاهده مىكند كه پسرش حسن ايستاده و حسين در حالى كه سر ندارد خوابيده است .
فاطمه به حسن مىگويد : اين كيست كه خوابيده ؟
حسن مىگويد : برادرم حسين است كه به دست امّت پدر شما كشته و سرش را بريدهاند .
در همين موقع از طرف خدا خطاب مىرسد :
اى دختر حبيب من ! من اين ظلم و ستمى را كه امّت پدرت مرتكب شدهاند از آن جهت به تو نشان دادم تا آن تسليت را كه براى تو ذخيره نمودهام نشانت دهم ، و تسليت تو اين است كه امروز به حساب احدى رسيدگى نخواهم كرد مگر آنكه تو ، فرزندانت ، شيعيانت و آنهايى را كه شيعه نبودهاند ولى به شما خدمتى كردهاند داخل بهشت شويد .
پيامبر ادامه دادند : و در همين موقع آن اشخاص داخل بهشت مىشوند و اين همان معناى كلام خداوند است كه فرمود : « در روز جزع و فزع بزرگ هيچ چيز آنها را محزون نخواهد كرد » ، و منظور از « يوم الفزع الاكبر » روز قيامت است و هول و هراسى كه در اين روز وجود دارد ، كه در آن روز فاطمه ، فرزندانش ، شيعيان و دوستدارانش « از كسانى هستند كه در آنجا كه دوست دارند داخل مىشوند و اقامت مىكنند » .
هامش
( 1 ) الأنبياء ، 103 .
( 2 ) الأنبياء ، 102 .