بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 330
نموده ، و كسى كه فاطمه را زيارت كند مثل آن است كه مرا زيارت كرده ، و كسى كه على را زيارت كند مانند آن است كه فاطمه را زيارت كرده باشد ، و كسى كه حسن و حسين را زيارت كند گويا على را زيارت كرده و كسى كه فرزندان حسن و حسين را زيارت كند چنان است كه آن دو را زيارت كرده است . پس از اين سخنان عمّار گردن بند فاطمه را با مشك خوشبو نمود و آن را در ميان بردى يمانى پيچيد و تحويل غلامى به نام سهيم داد و به او گفت : اين را تحويل پيامبر بده ، و خود آن غلام را نيز به پيامبر هديه نمود . آن غلام گردن بند را نزد رسول خدا آورده و سخنان عمّار را براى ايشان باز گفت ، پيامبر به او گفت : من تو را با اين گردن بند به فاطمه بخشيدم ، سهيم به نزد فاطمه آمد و سخن پيامبر را براى او بيان نمود ، و فاطمه عليها السّلام آن گردنبند را گرفته و غلام را آزاد كرد . غلام مذكور پس از اينكه آزاد شد خنديد و بسيار خوشحال بود ، فاطمه گفت : اى مرد ! براى چه مىخندى ؟ غلام گفت : عظمت بركت و خير كثير اين گردن بند مرا خندان نموده است ، زيرا گرسنهاى را سير كرد ، برهنهاى را پوشانيد ، فقيرى را بىنياز كرد ، غلامى را آزاد نمود و در نهايت نيز به دست صاحب اصليش باز گشت . [ متن عربى ] 186 / . . . - تفسير فرات « 1 » ( 1 ) تفسير فرات كوفى ، ص 83 شمارهء 60 . عُبَيْدُ بْن كَثِيرٍ مُعَنْعَناً عَن أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ قَال أَصْبَح عَلِيُّ بْن أَبِي طَالِب ع ذَات يَوْم سَاغِباً فَقَال يَا فَاطِمَةُ هَل عِنْدَك شَيْءٌ تُغَذِّينِيه قَالَت لَا وَ الَّذِي أَكْرَم أَبِي بِالنُّبُوَّةِ وَ أَكْرَمَك بِالْوَصِيَّةِ مَا أَصْبَح الْغَدَاةَ عِنْدِي شَيْءٌ وَ مَا كَان شَيْءٌ أُطْعِمْنَاه مُذْ يَوْمَيْن إِلَّا شَيْءٌ كُنْت أُوثِرُك بِه عَلَى نَفْسِي وَ عَلَى ابْنَيَّ هَذَيْن الْحَسَن وَ الْحُسَيْن فَقَال عَلِيٌّ يَا فَاطِمَةُ أَ لَا كُنْت أَعْلَمْتِينِي فَأَبْغِيَكُم شَيْئاً فَقَالَت يَا أَبَا الْحَسَن إِنِّي لَأَسْتَحْيِي مِن إِلَهِي أَن أُكَلِّف نَفْسَك مَا لَا تَقْدِرُ عَلَيْه فَخَرَج عَلِيُّ بْن أَبِي طَالِب مِن عِنْدِ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلَام وَاثِقاً بِاللَّه بِحُسْن الظَّن فَاسْتَقْرَض دِينَاراً فَبَيْنَا الدِّينَارُ فِي يَدِ عَلِيِّ بْن أَبِي طَالِب ع يُرِيدُ أَن يَبْتَاع لِعِيَالِه مَا يُصْلِحُهُم فَتَعَرَّض لَه