وَ مِن ذَلِك مَا رَوَاه أَحْمَدُ بْن حَنْبَل فِي مُسْنَدِه « 1 » بِإِسْنَادِه أَن النَّبِيَّ ص أَخَذَ بِيَدِ الْحَسَن وَ الْحُسَيْن وَ قَال مَن أَحَبَّنِي وَ أَحَب هَذَيْن وَ أَبَاهُمَا وَ أُمَّهُمَا صَلَوَات اللَّه عَلَيْهِم كَان مَعِي فِي دَرَجَتِي يَوْم الْقِيَامَةِ وَ مِن ذَلِك مَا رَوَاه الْفَقِيه الشَّافِعِيُّ ابْن الْمَغَازِلِيِّ فِي كِتَابِه « 2 » بِإِسْنَادِه إِلَى جَابِرِ بْن عَبْدِ اللَّه قَال قَال رَسُول اللَّه ص ذَات يَوْم بِعَرَفَات وَ عَلِيٌّ ع تُجَاهَه ادْن مِنِّي يَا عَلِيُّ خُلِقْت أَنَا وَ أَنْت مِن شَجَرَةٍ فَأَنَا أَصْلُهَا وَ أَنْت فَرْعُهَا وَ الْحَسَن وَ الْحُسَيْن أَغْصَانُهَا فَمَن تَعَلَّق بِغُصْن مِنْهَا أَدْخَلَه اللَّه الْجَنَّةَ ترجمه : عايشه مىگفت : هنگامى كه محبّت و لطف خارج از حدّ رسول اكرم به دخترش فاطمه را ديدم گفتم : اى رسول خدا ! چنان به اين دختر محبّت مىكنى كه نديدم كسى قبل از تو چنين كرده باشد ؟ و پيامبر فرمود : اى حميرا ! در شبى كه مرا در آسمان سير دادند ، داخل بهشت گرديدم و در مقابل درختى از درختان بهشتى قرار گرفتم كه هرگز نديده بودم زيباتر از آن درخت را و لطيفتر از برگهاى آن را ، و پاكتر از ميوههاى آن را ، و يكى از ميوههاى آن را خوردم ، پس در اثر آن ميوه نطفهاى در بطن من به هم رسيد ، و هنگامى كه به زمين بازگشتم با خديجه همبستر شدم و او به فاطمه حامله گرديد ، پس هر گاه شوق بهشت به من دست مىدهد بوى او را استشمام مىكنم . اى حميرا ! به درستى كه فاطمه مثل زنان معمولى نيست بلكه او حيض نمىشود و خون نمىبيند . و جزو اين حديث است آنچه كه احمد بن حنبل آن را از پيامبر نقل كرده كه ايشان دست حسن و حسين را گرفته و فرمودند : هر كه مرا و اين دو را ، و پدر و مادرشان را دوست بدارد
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت زهرا ع ) ( فارسي ) — صفحة 107
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٠٧
هامش
( 1 ) مسند احمد ، ج 1 ص 76 و 77 .
( 2 ) مناقب ابن مغازلى ، ص 397 شمارهء 340 - ترجمة امير المؤمنين ، ج 1 ص 150 - كفاية الطالب ، ص 317 - امالى شيخ طوسى ، ج 2 ص 620 - 622 - شواهد التنزيل ، ج 1 ص 378 شمارهء 397 - مناقب ابن مغازلى ، ص 39 شمارهء 134 .