تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
عود بپراكند . در آن‌جا ميثم پيش از شهادت از فضايل هاشميان سخن گفت و ابن‌زياد را گفتند : اين برده شما را به رسوايى كشانده است . گفت : بر دهانش لگام زنيد . او اولين مخلوق خدا بود كه در اسلام دهانش را ببستند . شهادت او ده روز پيش از آن بود كه حسين ( ع ) به عراق در آيد . چون سه روز از مصلوب شدن او گذشت او را با نيزه‌اى هدف قرار دادند . پس تكبير گفت و سرانجام در پايان همان روز خون از دهان و بينىاش روان شد . « 1 » كشى : مردى به امام كاظم ( ع ) نوشت : نزد ما گروهى هستند كه به گفتار يونس باور دارند ؛ آيا بخشى از زكات خود را به آنان بدهم ؟ امام به وى نوشت : آرى بده ؛ زيرا يونس اولين كسى است كه اگر فراخوانده شود ، على را پاسخ گويد . پس از آن ، مرد گفت : ابوالحسن كه درگذشته است ! در آن هنگام يونس كه خود در مجلس حاضر بود ، گفت : اى حاضران مجلس ، ميان من و خدا هيچ امامى جز على بن موسى ( ع ) نيست . « 2 » همو گويد : در مناظره‌ى واقفيه با امام رضا ( ع ) ، على بن حمزه به امام گفت : تو چيزى را آشكارا بيان كردى كه هيچ يك از پدرانت بيان نمىكرد و بدان سخن نمىگفت . « 3 » امام فرمود : آرى ، بهترين نياكان من رسول خدا ( ص ) ، هنگامى كه خدا او را فرمان داد تا خويشان نزديكش را هشدار دهد ، چهل مرد از آنان را گرد آورد و ايشان را گفت : من فرستاده‌ى خدا به سوى شما هستم . كسى كه بيشتر از همه او را تكذيب كرد و ناروا گفت ، عمويش ابولهب بود . پيامبر ( ص ) به آنان گفت : اگر ذره‌اى آسيب به من برسانند من پيامبر نباشم ؛ اين اولين نشانه از نبوت است كه به شما مىنمايانم . من نيز مىگويم : اگر هارون به من آسيبى برساند من امام نباشم ؛ اين اولين نشانه از امامت است كه به شما مىنمايانم .
هامش
( 1 ) . الارشاد 1 / 324 ( 2 ) . اختيار معرفة الرجال 489 ( 3 ) . همان 464 .
نخستينها ( فارسى ) — صفحة 79 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / محمد رضا مرواريد