كه چون وى به روستاى معروف به جعفريه در آمد ، جوياى وكلاى هاشميان شد . سرورشان را نزد وى آوردند . از وى درخواست پول كرد و پاسخ شنيد كه مرا اموالى نيست . همين كه دستور داد گردنش را بزنند به چيزى كه در جايى پنهان كرده بود ، اعتراف كرد و دويست و پنجاه دينار و هزار درهم براى وى آورد . « 1 »
اولين كس از زنگيان كه به او پيوست ، ريحان يكى از بردگان شورجىها بود . « 2 »
طبرى : القاهر هنگامى كه بر تخت خلافت نشست ، چندان اراده و بلندهمتى و سادهزيستى و درويشى از خود نشان داد كه مردم بدين كار او راگرامى شمردند . بارى ، گونههاى رنگرنگ شيرينى و ميوه را به رسم خليفگان پيشاپيش وى نهادند ، و او آنان را بيش از اندازه دانست و پرسيد : هر روز اين ميوه را به چه بهايى مىخريد ؟ گفتند : سى دينار . گفت : مىتوان به يك دينار از اين ميوهها بسنده كرد و دوازده گونه خوراكى خريد . « 3 »
بلاذرى : انوشيروان اولين كسى بود كه رسم پرداختِ خراج را سنت نهاد و چگونگى آن را روشن ساخت . پيشتر از عنوان « مقاسمه » استفاده مىشد كه پدرش در واپسين روزهاى عمر ، آن را وضع كرده اما به پايان نبرده بود . « 4 »
بخارى : در سال دهم اموال بحرين را كه برابر هشتادهزار درهم بود براى رسول خدا ( ص ) آوردند . علاء حضرمى آن را بياورد و اين نخستين مالى بود كه به مدينه مىرسيد و حضرت آن را در ميان مردم پخش كرد . « 5 »
يعقوبى ، در ماجراى بنىقريظه : اموال و زنان ايشان تقسيم شد و سهم سوار و پياده را مشخص فرمود . سوار دو سهم داشت و پياده يك سهم . اين نخستين غنيمتى بود كه
هامش
( 1 ) . همان 9 / 417
( 2 ) . همان 419
( 3 ) . همان 11 / 155
( 4 ) . التنبيه و الاشراف 89
( 5 ) . صحيح البخارى 4 / 96 .