تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
محمد نمرده است ، بلكه همان سان كه موسى از ميان قوم خود پنهان شد ، غيبت كرده است ، و پس از چندى ظاهر خواهد شد . او اين سخن را چندان باز گفت كه مردم گمان بردند عقل از سر او رفته است . پس ابوبكر سراغ او رفت و گفت : از سوگندى كه خوردى بر جان خويش هراسان باش . خداى متعال در كتاب خويش ما را خبر داده است كه :
إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ ( 30 )
« 1 » « به‌راستى كه تو ميرا هستى و آنان نيز ميرنده‌اند » . عمر پرسيد : مگر اين آيه در كتاب خدا است ؟ گفت : آرى . عمر هيچ‌گاه قرآن را گرد نياورده بود . كمال‌الدين اين روايت را از شخصيت‌هاى خود آنان نقل كرده است . « 2 » ابن عبدالبر : اولين ارتداد از جانب اين كسان رخ داد : اسود عنسى كه نامش عبهلة بن كعب بود و او را ذوالخمار مىگفتند ؛ زيرا مىپنداشت كسى به نام « ذوالخمار » براى آوردن پيام آسمانى سوى او مىآيد ، مسيلمه كه ثمامة بن قيس نام داشت و او را رحمان مىخواندند ؛ زيرا گمان مىكرد كسى به نام « رحمان » براى وى پيام مىآورد ، و طليحة بن خويلد اسدى كه مىگفتند « ذوالنون » نزد او مىآيد . تمام اين كسان پيش از رحلت پيامبر ( ص ) ظهور كردند . « 3 » طبرى : نام طىّ جلهمه بود . او را طىّ ناميدند ؛ زيرا اولين كسى بود كه چشمه‌ها را سنگ‌چين كرد . ( طوى : سنگ‌چين كرد ) . « 4 » ابن‌قتيبه : سَبَئيّه به عبدالله بن سبأ منسوب هستند و او اولين كس از رافضه بود كه كافر شد و گفت : على رب‌العالمين است . اما على ياران او را در آتش سوزاند . « 5 » ابن‌اثير : محمد بن حاطب جمحى اولين كسى بود كه در روزگار اسلامى او را
هامش
( 1 ) . زمر 30 ( 2 ) . بنگريد به : كمال الدين 1 / 30 ( 3 ) . الاستيعاب 3 / 1266 ( 4 ) . تاريخ الامم و الملوك 11 / 542 ( 5 ) . المعارف 622 .