النديم : على بن اسماعيل ميثمى اولين متكلم در ميان شيعيان است . « 1 »
گويم : اين سخن توهمى بيش نيست ؛ چه او از شاگردان هشام بن حَكم سرشناس بوده است و دليل توهم او نيز آن باشد كه گمان كرده ميثم جدّ اول او است ، حال آن كه اين گونه نيست .
طبرى : اولين كس از فرزندان حسن كه در حبس منصور درگذشت ، ابراهيم بن حسن بود و پس از او ، عبدالله بن حسن ؛ آنان سيزده مرد بودند . عثمانى را هم با آنان به زندان افكنده ، دو پسر او نيز در كاخ ابنهبيره در شرق كوفه به سوى بغداد ، دربند بودند . « 2 »
جرجانى : اولين كسى كه خاندان فرزدق را به سبب پيشهى آهنگرى « 3 » نكوهش كرد ، سحيم بود كه در شعرش چنين گفت :
تركتم غلاما امّكم فى عدوّكم * و أحرزتم كنز القيون المحبّرا
« دو پسربچهى مادر خود را در ميان دشمن خويش رها كرديد و گنج آراستهى آهنگرى را به دست آورديد » . « 4 »
ابناثير در شمار نياكان اوس و خزرج از امرؤالقيس بطريق ياد كرده و گفته است : او را بطريق ( پدر روحانى ) ناميدند ؛ زيرا نخستين كس از اعراب بود كه بنىاسرائيل پس از بلقيس از وى يارى خواستند و اين گونه بود كه رُحُبعُم بن سليمان او را بدين لقب ناميد . « 5 »
طبرى : نام « طى » جلهمه بود ، ولى چون چشمهها را - و به گفتهى بعضى ، چاهى را -
هامش
( 1 ) . الفهرست ، جلد اول ، جزء دوم ، ص 632 ، مقالهى پنجم ، فن دوم
( 2 ) . تاريخ الامم و الملوك 7 / 547
( 3 ) . چون در بنىمجاشع دو آهنگر به نامهاى جبير و داسم بودند و فرزدق در پى مرگ مادرش از مادر جبير شير خورده است ، شاعر او را به آهنگرى نسب داده و بر اين امر نكوهش كرده است .
( 4 ) . كنايات الادباء 271
( 5 ) . الكامل 1 / 655 .