اذريطوس « 1 » نوشيد و جان داد . او نخستين اميرى بود كه در بصره بمرد . « 2 »
طبرى : در سال 126 ق . براى يزيد بن وليد بيعت گرفتند . او را يزيد ناقص مىگفتند ؛ چون از آن ده برابرى كه وليد به بخششهاى زمان هشام افزوده بود ، كاست و آن را به وضعيت پيشين برگرداند . گفتهاند : اولين بار ، مروان بن محمد بود كه از روى نكوهش ، او را به جاى « يزيد » ، « ناقص بن وليد » خواند و مردم نيز او را چنين ناميدند .
چون وليد كشته شد ، يزيد خطبه خواند و گفت كه او خودخواهانه و سركشانه شورش نكرده ، بلكه بر اساس خشمى خدايى ، بر وليد ستمگرِ سرسخت شوريده است ، و افزود : اگر شما كسى را شايسته مىدانيد بدان سان كه براى شما ، همچون من از جان خويش گذشته باشد و بخواهيد با او بيعت كنيد ، من اولين كسى هستم كه با او پيمان ببندم و به فرمان او در آيم . اى مردم ، از هيچ آفريدهاى فرمان نبايد برد ، اگر در اين كار ، نافرمانى خدا باشد . وى آنگاه مردم را به تجديد بيعت با خود دعوت كرد . اولين كسى كه با او بيعت كرد يزيد بن هشام بود . قيس بن هانى عبسى هم با او بيعت كرد و گفت : اى امير مؤمنان ، از خدا بترس و بر آنچه اينك هستى پايدار باش ، كه از خاندان تو هيچ كس در چنين جايگاهى نايستاده است . اگر از عمر بن عبدالعزيز نام بياورند ، تو با ريسمانى شايسته بدين رسيدهاى و عمر با ريسمانى ناشايست . چون اين سخن به مروان بن محمد رسيد ، گفت : خدا او را بكشد كه همهى ما را نكوهيده و عمر را نيز هم .
هنگامى كه مروان به حكومت رسيد ، مردى را فرستاد و گفت : هرگاه به مسجد دمشق اندر شدى ، قيس بن هانى را كه در آنجا فراوان نماز مىخواند بجوى و بكش . مرد روانه شد و به مسجد رفت و قيس را ديد و كشت . « 3 »
چون عبدالله بن معاويه جعفرى از عبدالله بن عمر عزيزى شكست خورد ، اولين
هامش
( 1 ) . به فتح و كسر الف ؛ معرّب از روميه ، دوايى است مسهِل يا دوايى است براى حفظ ، و گويند مركّبى است از بيست و پنج جزو . ر . ك : لغتنامهى فارسى ؛ دهخدا .
( 2 ) . المعارف 355
( 3 ) . تاريخ الامم و الملوك 7 / 261 تا 269 .