تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
كس از ياران شكست‌خورده‌اش كه به كوفه رسيد ، وابسته‌ى بنىعبس بود و فرزندش سليمان كه همراه او آمد . ابوالبلاد تظاهر به تشيع داشت و كوفيان روزانه او را به گونه‌اى خطاب مىكردند كه گويا از شكست مسخره‌اش مىكنند . پس فرزندش سليمان را ندا داد كه بگذر و اين پندگزاران را به خود بگذار ! « 1 » شهرستانى : بدان ، اولين شبهه‌اى كه در ميان آفريدگان پديد آمد ، از سوى ابليس ( لعنه الله ) بود ؛ كه در خودرأيى او مقابل نص ، و هواپرستى وى در برابر فرمان الهى ، و ارجمند دانستن آتش ، يعنى ماده‌اى كه از آن آفريده شده است در برابر ماده‌ى آفرينش آدمى يعنى گِل ريشه داشت . از اين شبهه ، هفت شبهه‌ى ديگر پديد آمد و در ميان آفريدگان افتاد و انديشه‌ى مردمان را درنورديد و كيشِ بدعت و گمراهى شد . اين شبهه‌ها در شرح انجيل‌هاى چهارگانه يعنى انجيل لوقا و مرقس و يوحنا و متى و در تورات آمده است . وى در مقدمه‌ى چهارم در بيان نخستين اختلافى كه در ميان امت اسلامى افتاد ، چنين گويد : شبهه‌هاى هر امتى در روزگاران واپسين ، ريشه در دشمنان منافق و كافر در روزهاى آغازين دارد . وى آن‌گاه روايت ذوالخويصره‌ى تميمى را ياد مىكند كه گفت : اى محمد ! تو به عدل و داد حكم نكردى . . . ! تا اين‌كه مىگويد : بنا به روايت محمد بن اسماعيل بخارى به سند خودش از عبدالله بن عباس ، نخستين كشمكش هنگام بيمارى حضرت رخ داد . چون بيمارى پيامبر خدا ( ص ) كه در همان بيمارى درگذشت ، شدت يافت ، فرمود : دواتى و كاغذى بياوريد تا برايتان چيزى بنويسم كه پس از من هرگز گمراه نشويد . عمر گفت : درد بر رسول خدا چيره شده است . كتاب خدا ما را بسنده است . هياهو بالا گرفت و پيامبر ( ص ) فرمود : از نزد من برخيزيد ، كه درگيرى در پيشگاه من روا نباشد . ابن‌عباس گويد : همه‌ى بدبختىها از
هامش
( 1 ) . همان 308 .