سياهچشم در مركز مكه ، در برابر ده سال دورى از شهر با تو شرط خواهم بست . اميه پذيرفت ، پس كاهن خزاعى را داور ميان خود قرار دادند . هاشم شترها را نحر كرد و همهى حاضران را خوراك داد و اميه روانهى شام شد و ده سال در آنجا ماند . و اين نخستين كينهاى بود كه ميان آن دو پديد آمد .
طبرى آنگاه از شرطبندى ميان عبدالمطلب و حرب در نزد نجاشى و داورى نفيل عدوى ياد مىكند كه نفيل به حرب مىگويد : آيا به رويارويى كسى مىروى كه از تو درشتتر ، از تو بلندپيشانىتر ، از تو خوشنشانتر ، از تو كمعيبتر ، از تو پرفرزندتر ، از تو بخشندهتر ، و از تو مددكارتر است ؟ با اين حال ، با او رودرو شد . « 1 »
همو : نخستين كس از فرزندان عبدمناف كه مُرد ، هاشم بود كه در غزهى شام درگذشت ، سپس عبدشمس در مكه مرد و در اجياد به خاك سپرده شد و نوفل در سلمان در راه عراق ، آنگاه مطلّب در رَدمان در سرزمين يمن . « 2 »
نيز گويد : قصىّ بن كلاب اولين زادهى كعب بن لؤى بود كه به پادشاهى رسيد و مردمش از او فرمان بردند و پردهدارى و آبرسانى و اطعام و رايزنى و پرچمدارى كعبه از آنِ او شد و بدين سان ، به تمام شرافت مكه رسيد و شهر را در ميان قوم خود به چهار بخش تقسيم كرد و هر گروه از قريش را در خانههاى خويش نهاد و بر آن منطقه سرورى داد . « 3 »
طبرى گويد : بعضى از نسبشناسان مرا گفتهاند كه گروهى از دانشمندان عرب هستند كه نام شمارى معيّن از نياى عربها را تا اسماعيل برشمردهاند . وى افزوده است : در شمار اين نياكان ابنبورا است كه همان « بوز » باشد و همو است كه قربانى كرد و سنت عتيره و قربانى را در ميان عربها نهاد . « 4 »
هامش
( 1 ) . تاريخ الامم و الملوك 2 / 253
( 2 ) . همان 254
( 3 ) . تاريخ الامم و الملوك 258
( 4 ) . همان 274 .