يعقوبى : اولين بارى كه بت پرستيده شد ، در روزگار ساروغ بن ارغو بن فالغ بن عابر بن شالخ بن ارفخشذ بن سام بود . جايگاه بتها در آغاز چنان بود كه هر گاه عزيز كسى همچون پدر يا برادر يا فرزندش مىمرد ، بتى همانند چهرهى او مىساختند و او را به همان نام مىخواندند . چون آيندگان آمدند با القاى شيطان پنداشتند كه آن را براى پرستش ساختهاند ، پس آنان نيز به عبادت او پرداختند . « 1 »
همو : نمرود نخستين كسى بود كه آتش را پرستيد و در برابر آن سجده كرد ؛ داستان اين گونه بود كه آتشى از زمين بيرون آمد و نمرود بر آن سجده برد و شيطان از درون آن با وى همسخن شد و نمرود بنايى بر آن برافراشت و نگهبانانى بر آن گمارد . در آن روزگار مردم پيرامون دانش نجوم گفتوگو داشتند و گرفتِ خورشيد و ماه و سيارهها و ستارهها را محاسبه مىكردند و در باب صورتهاى و برجهاى فلكى سخن مىگفتند . « 2 »
ابوالورد از فرماندهان مروانى اولين كس از سپيدجامگان ( كه عباسيانِ سياهجامه را بر كنار كردند ) بود . او در آغاز بيعت ، سياه بر تن داشت ، سپس آن را از تن به در آورد و سپيدجامه پوشيد . « 3 »
طبرى ، از سرى ، از سيف ، از ديگران : پس از آنكه دنيا بر اعراب و مسلمانان روى آورد ، اولين كار ناپسندى كه در مدينه پديدار شد ، كبوتربازى و هدفگيرى با فلاخن بود كه در سال هشت هجرى ، عثمان مردى از بنىليث را بر مقابله با آن كار گمارد و او بال كبوتران را بريد و فلاخنها را شكست .
سپس گويد : اولين كسى كه مردم را از كبوتربازى و هدفگيرى با فلاخن بازداشت ، عثمان بود . « 4 »
گويم : اين آقاى سرىّ خبيث كه از شعيب ، از سيف روايات كند ، روايت از ايشان را
هامش
( 1 ) . تاريخ اليعقوبى 1 / 21
( 2 ) . همان 23
( 3 ) . تاريخ الامم و الملوك 7 / 443
( 4 ) . تاريخ الامم و الملوك 4 / 398 .