تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
كشتند و تو سزاوارترين كس به شوريدن هستى ، پس مهياى شورش و يورش باش » . « 1 » چون ابوبكر و عمر نزد عباس آمدند تا براى وى نيز بهره‌اى قرار دهند و كفه‌ى اميرالمؤمنين ( ع ) را سبك كنند ، هر يك سخنى گفتند . عباس اما پاسخ آنان را داد تا آن‌جا كه گفت : ولى سخن تو اى عمر ، كه از مردم بر ما بيم مىبرى ، اين همان چيزى است كه پيش‌تر خود بدان دست يازيده بوديد . « 2 » گويم : عباس راست گفته ؛ زيرا آن دو زمينه‌ساز همه آن چيزهايى هستند كه حتى از سوى عباسيان بر اهل بيت ( ع ) رفته است . نخستين روزى كه صاحب زنج شراب را بر ياران خويش حرام كرد ، در بردالخيار بود كه با دستيازى به آنچه از قادسيه چپاول كرده بودند ، به ميگسارى پرداختند و صاحب زنج آن كار را از سر سياست تحريم كرد « و آنان را گفت : شما با سپاهى رودررو خواهيد شد كه با شما خواهند جنگيد ، چه لشكرهاى انبوهى كه چون به ميخوارى افتاده بودند سپاهيانى اندك آنان را شكست دادند . » « 3 » صولى : كعب بن لؤى نخستين كسى بود كه روز پايان هفته را جمعه ناميد ، و پيش‌تر آن را عروبه مىناميدند . « 4 » ابن‌قتيبه : زيد بن بكر بن هوازن بن منصور را برادرش معاويه كشت و او نخستين كسى بود كه برايش شتر فديه دادند . « 5 » مسعودى از هشام بن خديج : قسطنطين پادشاه عموريه همراه با بازهاى خود رهسپار
هامش
( 1 ) . الاخبار الطوال 155 ؛ نيز بنگريد به : شرح نهج البلاغه 3 / 91 ( 2 ) . سخنان كامل عباس بن عبدالمطلب در پاسخ آن دو را ببينيد در شرح نهج البلاغه 1 / 221 و الامامة و السياسة 1 / 37 ( 3 ) . افزوده‌ى پايانى عبارتى است كه در متن چاپ دارالبصائر آمده و در نسخه‌ى مؤسسه‌ى مطالعات حذف شده است . ( 4 ) . ادب الكتّاب 36 ( 5 ) . المعارف 86 .