تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
كوچ تابستانه سوى حبشه . « 1 » نيز گويد : عبدالمطلب اولين كسى بود كه درِ كعبه را با طلا بياراست . « 2 » و گويد : قريش نخستين كسانى بودند كه مردگان خويش را با سدر شستشو دادند . « 3 » همو : عدنان نخستين كسى بود كه بت‌ها را برافراشت و كعبه را پوشش داد و فرزندش معَد اولين كسى بود كه بر شتران نر و ماده جهاز نهاد و نخستين كسى بود كه شتران را با تسمه‌هاى چرمين لگام زد . « 4 » نيز گويد : عرب‌ها با چهره‌هايى پوشيده در بازار عكاظ حاضر مىشدند و اولين عربى كه نقاب از چهره‌اش برگرفت طريف بن غنم عنبرى بود و پس از وى ديگر عرب‌ها نيز چنين كردند . « 5 » همو گويد : كعب بن لؤى نخستين كسى بود كه روز پايان هفته را جمعه ناميد ، و پيش‌تر آن را عروبه مىناميدند . او در آن روز آنان را جمع كرد و برايشان خطبه خواند . . . و او همان است كه قريش مرگ وى را تاريخ خود قرار داد . « 6 » ابوهلال : در سال‌هاى دور از كسى پرسيدند : پدرت چرا مرد ؟ گفت : چون زنده بود . اولين كسى كه بدين مضمون سخن گفت ، نمر بن تولب در روزگار جاهلى بود كه گفت :
يودّ الفتى طول السلامة و الغنى * و كيف يرى طول السلامة تفعل يردّ الفتى بعد اعتدال و صحة * ينوء اذا رام القيام و يحمل
« هر جوانى تندرستى و سرمايه‌ى درازدامن را خوش دارد ولى مگر بدن سالم تا كجا پايدار مىماند ؟ هر جوانى پس از دوران راستى و تندرستى ، اگر بخواهد برخيزد و چيزى بردارد ، به
هامش
( 1 ) . همان 242 ( 2 ) . همان 247 ( 3 ) . همان 2 / 13 ( 4 ) . همان 1 / 223 ( 5 ) . همان 271 ( 6 ) . تاريخ اليعقوبى 236 .