شمشير آخته را ياور خود نمىشمارد . » « 1 »
همو : قريش را به خوراك سخينه ( فرنى ) نكوهش مىكردند ؛ اولين كسى كه قريش را براى اين غذا هجو كرد ، خدّاش بن زهير عامرى بود كه گفت :
يا شدة ما شددنا غيركاذبة * على سخينة لولا الليل و الحرم
اذ يتقينا هشام بالوليد و لو * انا اتقينا هشاما شالت الحرم
« اگر شب نبود و زنان پردهنشين با ما نبودند ، يورشى جدّ بر سخينه برده بوديم . اما از يك سو ، هشام ما را از بيم وليد مىرهاند و از ديگر سو ، تا اگر به هشام پناه بريم ، رشتهى حرمتها از هم مىگسلد » .
چون هجو حكم بن عبدل اعرج گسترش يافت ، مردم كوفه از او در بيم شدند . پيشتر او هرگز عصاى خود را وانمىنهاد ، اما بعدها بر خلاف روش نخست خود ، ايستادن بر در خانههاى كوفيان را كنار گذاشت و نياز خود را بر روى عصايش مىنوشت و آن را با فرستادهاى به اين سو و آن سو گسيل مىداشت و بدين سان هيچگاه فرستادههايش معطل نمىشدند . يحيى بن نوفل گويد :
عصا حَكم فى الدار اول داخل * و نحن على الابواب نقصى و نحجب
« چوبدستى حَكم نخستين كسى است كه وارد مىشود ، در حالى كه ما بر در سراى نشستهايم و حاجب ما را به درون راه نمىدهد » . « 2 »
اولين كسى كه به فرمانروايى معاويه بر مؤمنان تسليم شد حجاج بن خزيمه بود كه در برابر شاميان بدين كار خويش مىباليد و همو بود كه برايش چنين گفت :
ان بنى عمك عبدالمطلب * هم قتلوا شيخك غير كذب
و انت اولى الناس بالوثب فثب
« فرزندان عمويت عبدالمطلب ، همانان بودند كه نه از سر دروغ ، پيران تو را
هامش
( 1 ) . كنايات الادباء 222
( 2 ) . همان 259 .